حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

در ادامه نامگذاری های سالیانه چند سال اخیر که از سوی رهبر معظم انقلاب به عناوین اقتصادی نامیده می شدند، امسال علاوه بر تاکید چندباره بر اقتصاد و ادامه روند گذشته در این حوزه با عنوان حماسه اقتصادی ، با توجه به حساسیت برگزاری یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری که قرار است طی آن هفتمین رییس جمهوری اسلامی ایران برای نشستن بر این کرسی مهم انتخاب شود حماسه سیاسی هم در شعار سال 92 گنجانده شد؛ در این خصوص نکاتی وجود دارد که در ادامه به آنها پرداخته می شود:
 1- در این مساله شکی نیست که بین حضور پرشور مردم در انتخابات که عالی ترین نماد حمایت مردمی از نظام است و رفتار طرف های درگیر بین المللی با ایران رابطه ای وجود دارد و این رابطه زمانی که بین حضور حماسی و فراگیر مردم پای صندوق های رای و فشارهای خارجی برقرار می شود رابطه ای معکوس است به این معنی که هر چه این مشارکت مردمی که به نوعی " آری " مجددی به جمهوری اسلامی است بیشتر باشد، دشمنان در تند کردن تهاجمات خود در عرصه های مختلف با احتیاط بیشتر عمل کرده و رفتار متعادل تری پیش می گیرند.
 2- این که بالاترین رکن نظام اسلامی یعنی رهبری پس از وقایع تلخ آخرین انتخابات ریاست جمهوری باز هم خواهان خلق حماسه ی سیاسی و انتخاباتی گسترده است، خود نشان از اعتماد به نفس بالای نظام دارد چراکه شاید در نظر تحلیل گران سیاسی، منطقی و معقول بود که جمهوری اسلامی پس از انتخابات جنجالی 88 خواهان یک رقابت محدود و حضور مطلوب و نه گسترده مردم برای انتخاب رییس جمهوری هماهنگ با سایر ارکان نظام باشد، اما طلیعه سال 92 با پیام رهبر انقلاب نشان داد که نظام نه تنها ترسی از مشارکت انبوه مردم ندارد بلکه با تشویق و ترغیب رکن اصلی حکومت، از هم اکنون آمادگی خود برای ثبت رکوردی بالا در حضور مردم را در خرداد 92 به جهانیان نشان می دهد.
 3- نباید فراموش کرد که خلق حماسه ای سیاسی در انتخابات پیش رو نیاز به پیش زمینه ها و بسترهایی دارد که به صورت کلی در سخنان رهبر انقلاب در جوار حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) دیده می شد، خصوصا آنجا که با اشاره به حضور همه سلایق و گروه های سیاسی وفادار به قانون اساسی و جمهوری اسلامی در انتخابات از همه می خواهند تا با مشارکت فعال خود هم به ایجاد حماسه سیاسی ملت کمک کنند و هم در عمل ادعای پایبندی خود را به نظام نشان دهند چراکه از الزامات اولیه برگزاری پرشمار هر انتخاباتی حضور همه سلایق، احزاب سیاسی و افراد در چارچوب قانون اساسی و انقلاب اسلامی است تا همه مردم به راحتی بتوانند نامزد مطلوب خود را از میان کاندیداهای متنوع با سلایق و گرایشات متفاوت گزینش کنند.
 4- اگرچه پس از سخنان سنجیده رهبر انقلاب که موجی از امیدواری را در برخی گروه ها که به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم گلایه ها و اعتراضات بجا و نابجایی داشتند و در این سال ها کمتر در عرصه سیاسی کشور حاضر شده بودند ایجاد کرد اما بازهم شاهد بودیم برخی شخصیت ها همچنان بر طبل کینه ها و جدایی های گذشته بدون توجه به شرایط فعلی کوبیده و علی رغم ادعای داشتن بصیرت، این سخنان معظم له را به نفع خود و گروه خود تفسیر به رای می کنند و این درحالی است که پیرو تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری و سایر دلسوزان انقلاب و نظام، همه مسئولین اجرایی و نظارتی انتخابات باید ضمن توجیه شدن در خصوص شرایطی که امروز کشور در داخل و خارج با آنها روبروست بدانند که خلق حماسه ای سیاسی توسط مردم یک نیاز و راهبرد اصولی برای نظام بوده و خصوصا در انتخاباتی که نتیجه اش رییس جمهوری جدید خواهد بود هرگونه کوتاه بینی، تقویت چند دستگی های گذشته، عدول از قوانین موضوعه کشور، استفاده از اموال عمومی و جایگاه پست های ملی و عدم رعایت بی طرفی کسانی که باید طبق مسئولیتشان کاملا بی طرف باشند می تواند نه تنها از خلق این حماسه جلوگیری به عمل آورد بلکه زمینه را برای بروز مشکلات امنیتی در قبل، حین و بعد از انتخابات ایجاد کرده و حماسه ای که می تواند به خوبی کام ملت ایران را شیرین و کام دشمنان را تلخ سازد به صورت عکس عمل کند.
 به نظر می رسد همکاری و هماهنگی همه دستگاه ها و افراد صاحب منصب و تریبون دار و خصوصا استفاده صحیح از تجارب زشت و زیبای سال 88 ، در کنار پرهیز از موارد گفته شده بالا بار دیگر بتواند به حضوری گسترده و حماسی از سوی ملت انجامیده و در ادامه نیز نیروهایی جدید و تازه نفس در دولت یازدهم ، کشور را در خلق حماسه اقتصادی به پیش برد.
 
منبع:سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : یک شنبه 8 اردیبهشت 1392 

 

انتخابات پیش رو از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به سان ستاره دنباله داری است که هر هشت سال، یک بار رخ می نمایاند و زان پس در پرده می افتد تا گاهه اش فرا رسد. سنت اعتماد مردم در دور دوم بر رئیس جمهوری که چهار سال، مدیریت کلان اجرایی کشور را به دست داشته ، دلیل روشنی بر این تفاوت است. عاملی که اگر اصلاح طلبان در آن تامل روا می داشتند هزینه های بسیار بر خود و نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل نمی کردند.
 شرایط کنونی در عرصه بین المللی و داخلی، بسیار حساس و سرنوشت ساز است. قیام های منطقه ای و بیداری های اسلامی در سراسر جهان، فشارها و تحریم های بی سابقه ایران از سوی نظام قدرت استکباری و آن چه رهبر معظم انقلاب آن را چنین بیان داشتند:
 
«بی‌اعتنائی به سیاست های کلان اقتصادی، و سیاست ها و تصمیم‌گیری‌های پی‌در‌پیِ روزمرّه.»
 
در کنار این مسائل، یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، نخستین انتخابات در سطح ریاستی، پس از حوادث سال ۱۳۸۸ است که می تواند تلخ کامی ها و زهرهای آن واقعه را از جان به در کند و آن چنان که رهبری فرموده اند «حماسه»ای بیافریند که می تواند موجب خروج کشور از آن چیزی گردد که نویسنده این سطور در مقالات گوناگون از آن به عنوان مستوری، فربگی و عقیمی سیاست نام برده است.
 سیاست در تاریخ خویش، هماره در مقام مدیریت امور بوده است. او در این امر ید طولایی داشته و سوابق بسیار اندوخته است. در جهان جدید و پس از وقوع امری که مدرنیته نامیده شد، کار و بار سیاست بیش از گذشته رونق یافت؛ آن چنان که فربگی و همه کارگی آن تقویت گشت و با سرایت مدرنیته به دیگر کشورها از جمله ایران و انضمام آن با شرایط محیطی و فرهنگی چون «آئین و اندیشه در دام خودکامگی بودن» ، «داشتن روحیه تک سواری و فرماندهی و فرمانبری»، بر این ویژگی افزوده شد و سوراخی نماند که سیاست مدار، انگشت در آن فرو نبرده و راهی نماند که پا در آن ننهاده باشد.
 این ابتلا، تنها ابتلای دولت کنونی نیست، بلکه ابتلای اندیشه سیاسی ایران زمین است، اگر چه وجوهی از مدرنیته را نیز به همراه دارد و گوئیا در ذات خویش، این همه دخالت را لازم می داند. حال آن که سیاست در مقام تدبیر امور می تواند بسترهای مناسبی برای فرهنگ، اندیشه، هنر و اقتصاد فراهم آورده و در عین حال، خویشتن را از دخالت بی حد و حصر درامور ریز و کوچک و تخصصی دیگر عرصه ها باز دارد و به نوعی تقوا و خویشتن داری وفادار گردد.
 کار را در همه عرصه ها به کاردانان سپردن، مقام و مکانت اهل اندیشه، فرهنگ، هنر و اقتصاد را پاس داشتن و شیرازه این امور را از هم نپاشیدن، می بایست از ویژگی های بارز دولت بعدی باشد. دولت کنونی چون دیگر دولت ها نه تنها به پرکاری، همه کاری، فربگی و عقیمی سیاست مبتلا بود، بلکه این ابتلا را شدت بخشید. ریاست آینده جمهور این سرزمین باید بداند که دولت اگر ادعای کوچک شدن دارد، این کوچکی را می بایست در کوتاهی دستانش نیز بنمایاند و «ملاقلی هر امر بی ارتباط با سیاست کلان» نگردد. بلکه امور را به اهل خویش سپارد و پشت و پیمان آنان باشد و آن چنان که رهبری فرموده اند از این ضعف نیز باید عبور کرد، عقیمی و فربگی سیاست را خرق نمود و جامه اعتدال بر تن کرده، به پویایی و کوتاهی دست سیاست امیدوار بود:
 
«آن چه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف هائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعف های او را نداشته باشد. هر کسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌جمهور فرداــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه‌ی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم. آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب می شود، این ها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، این ها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند.»
 
بستگی و مستوری سیاست از یک سو بر دست دراز سیاست و اندیشه سیاسی در ایران باز می گردد و از سوی دیگر متوجه فکرت حذفی و طردی برخی از افراط گرایان عرصه سیاست می شود. آن چه در سال ۱۳۸۸ رخ داد یک [فتنه و] اشتباه استراتژیک از سوی بخش هایی از جریان اصلاحات بود. این خبط و خطا آن چنان روشن است که بسیاری از اصلاح طلبان نیز بر آن معترف و از بانیان آن گله مند بوده و بر این باورند که ضربه سنگینی از سوی افراطیون جریان اصلاحات بر این جبهه سیاسی وارد آمده است. در مقابل افراطیون جریان مخالف که گویا دشمنی ها و کینه های بسیار خویش را انباشته بودند، تمامی سعی خویش را بر آن داشتند تا در این واقعه بر کوس حذف و طرد بکوبند و مخالفین خویش را، به تمامی از صحنه به در کنند. حال آن که رهبری معظم انقلاب، هماره بر مشی جذب حداکثری و دفع حداقلی بوده است.
 در شرایط کنونی، تحقق حماسه اقتصادی نیز منوط به تحقق حماسه سیاسی است و این حماسه را نمی توان با حذف و طرد یک جریان، متحقق ساخت. رهبر معظم انقلاب نیز با تیزبینی و بلندنگری استراتژیک خویش، این چنین بر نظریه طرد افراطیون خط بطلان کشیده و در قامتی ایستاده اند که سعه صدر و آینده نگری از مهم ترین خصیصه های آن است:
 
«در انتخابات، همه‌ سلیقه‌ها و جریان های معتقد به جمهوری اسلامی باید شرکت کنند؛ این، هم حق همه است، هم وظیفه‌ همه است. انتخابات مال یک سلیقه خاص، مال یک جریان فکری و سیاسیِ خاص نیست. همه‌ کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و به استقلال کشور معتقدند، به آینده‌ی کشور اهمیت می دهند، دلشان برای منافع ملی می سوزد، باید در انتخابات شرکت کنند. رو گرداندن از انتخابات، مناسب کسانی است که با نظام اسلامی مخالفند.»
 
رهبر انقلاب در بیان اهمیت رای مردم پا را از این فراتر نهاده و این چنین فرمودند:
 
«ممکن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد که منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمکین کنم. آن چه که اکثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب کردند، باید همه تمکین کنند؛ همه باید زیر بار بروند»
 
جریان افراطی و طرد گرا، در طول این سالیان، هماره از رهبری هزینه کرده و به نام رهبری و بر کام خویش، اسب مراد رانده است. رهبری که به خوبی بر این امر واقف آمده است، در شرایط کنونی و به سبب نیاز زمانه به شفافیت، این چنین در مقام رسوا نمودن این گروه بر آمده است:
 
«رهبری، یک رأی بیشتر ندارد. بنده‌ حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یک رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی که در صندوق انداخته نشود، هیچ کس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممکن است آن کسانی که صندوق دست آن ها است، بعد باز کنند، خط این حقیر را بشناسند، بفهمند بنده به چه کسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، کسی مطّلع نخواهد شد. این جور نیست که کسی بیاید نسبت بدهد که رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست. البته این روزها با این وسائل عجیبِ رسانه‌ایِ کنونی ــ‌ این پیامک ها و امثال این ها ــ متأسفانه حرف های گوناگون، نسبت های گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. گاهی ممکن است یک نفر هزاران پیامک بفرستد. برای من گزارش دادند که ممکن است در ایام انتخابات، روزی چند صد میلیون پیامک رد و بدل شود. مراقب باشید، تحت تأثیر این چیزها قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید.»
 
حال می بایست چشم بر آینده دوخت و هر کس، هر اندیشه و مرامی را که صلاح می داند تبیلغ کند و در پی پیروزی آن باشد آن چنان که رهبری فرمودند:
 
«مردم می توانند به همدیگر بگویند، سفارش کنند، تأکید کنند، توصیه کنند، یکدیگر را توجیه کنند و به هم کمک کنند برای شناخت اصلح.»
 
چشم در فرمایشات رهبری دوختن، اندیشه طرد و حذف را از صحنه بیرون راندن، حضور همه را به سعه صدر فراهم آوردن، به سوی آشتی سیاسی گام نهادن، برادری ها را بیدار کردن، از بداخلاقی های سیاسی دل کندن، از توهمات شیرین بی اساس به در آمدن و بر پا داشتن یک واقعه بزرگ که به تمام معنا «حماسه سیاسی» است می تواند ما را به خروج از بستگی، فربگی و عقیمی سیاست امیدوار سازد.
 باشد که چنین گردد...
 
 
منبع:سایت حرف آخر
 





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : یک شنبه 8 اردیبهشت 1392 

رهبر معظم انقلاب، در سخنرانی ابتدای سال خود در حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام)، ضمن ارائه‌ی تحلیلی از شرایط کشور در سال 1391، به بررسی مهم‌ترین مسائل پیش روی کشور در سال جاری و برنامه‌های آتی ملت ایران پرداختند. در این سخنرانی، ایشان سال 1391 را سال پرکاری دشمنان ملت ایران برشمردند و افزودند: «وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیرقابل نفوذ، غیرقابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم.» یادداشت حاضر به بررسی مهم‌ترین محورهای سخنرانی ایشان در بخش سیاست خارجی می‌پردازد.

1. دشمنان ایران
رهبر انقلاب در بخشی از سخنرانی خود، دشمنان ملت ایران را در سه سطح توصیف و تحلیل کردند. در سطح اول، ایالات متحده‌ی آمریکا قرار دارد که «مرکز توطئه» و «اساس دشمنی» با جمهوری اسلامی است. همچنین در این تقسیم‌بندی، رژیم صهیونیستی و دولت «خبیث» انگلیس در سطح بعدی و دولت فرانسه ‌ـ‌با توضیحی تکمیلی‌ـ‌ در سطح سوم جای می‌گیرند.
 با این تحلیل، نوک پیکان مبارزه با جهان استکبار به سمت آمریکا نشانه می‌رود. البته ایشان قرار گرفتن آمریکا در رأس دشمنی با ملت ایران را امری طبیعی و مربوط به سابقه‌ی عملکرد این کشور در قبال ایران می‌دانند. به تعبیر دیگر، حجم بالای اقدامات ضدایرانی این کشور در ارتباط با ایران در سالیان متمادی، چه در دوره‌ی پهلوی و چه از زمان استقرار جمهوری اسلامی،به حدی است که«هرگاه نام "دشمن" برده می‌شود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریکا می‌شود.»
 رهبر انقلاب در ادامه، با تحلیلی از جایگاه رژیم صهیونیستی، به شکلی پنهان به دو نکته اشاره کردند. اول اینکه با بیان جمله‌ی «خودشان هم می‌دانند، و اگر نمی‌دانند، بدانند که اگر غلطی از آن‌ها سربزند، جمهوری اسلامی تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.» پاسخی شایسته به اظهارات مقام‌های این رژیم غاصب دادند. مقامات این رژیم در همان روزها، در دیداری که اوباما از سرزمین‌های اشغالی داشت، باز هم با تکرار ادعای اثبات‌نشده در ارتباط با برنامه‌ی هسته‌ای ایران، سخن از حمله‌ی نظامی به کشورمان به میان آوردند و گفتند: «اسرائیل برای حمله به ایران نیاز به کمک هیچ کشوری ندارد؛ حتی اگر آن کشور، بزرگ‌ترین کشور دنیا باشد.»
 دوم اینکه با تقلیل جایگاه رژیم صهیونیستی به پایین‌تر از آمریکا و هدایت دشمنی‌ها به سمت ایالات متحده، عمل برخی نخبگان سیاسی داخلی را که تلاش دارند در مقابله با دشمنی‌ها، جای آمریکا و رژیم صهیونیستی را عوض کنند، خنثی کردند.
 در سطح سوم، ایشان به شکلی آگاهانه، پنجره‌ی جدیدی را در حوزه‌ی سیاست خارجی به سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان گشودند: «ما با دولت فرانسه، با کشور فرانسه مشکلی نداشتیم؛ نه درطول تاریخ مشکلی داشتیم، نه در دوران حاضر.» «انسان عاقل، به خصوص سیاست‌مدار عاقل، هرگز نباید انگیزه‌ی این را داشته باشد که موجودی را که دشمن اونیست، تبدیل به دشمن کند.» از این جملات و توضیحاتی که ایشان در ارتباط با روابط ایران و فرانسه ارائه کردند نکات زیر به دست می‌آید:
 الف) حرکت هوشمندانه‌ی رهبری در راستای ایجاد اختلاف در جبهه‌ی مقابل، بین ایالات متحده و انگلستان با فرانسه.
 ب) ارائه‌ی کد مثبت در ارتباط با توسعه‌ی روابط ایران و فرانسه یا حتی دیگر کشورهای اروپایی.
 پ)تلاش برای تبدیل فرانسه از بازیگر دشمن به «حداقل» بازیگر خنثی در ارتباط با ایران.
 ت)رهبری با علم به معنای حقیقی تعابیری مانند «غیرمدبرانه»،«غیرعاقلانه» و «ناهوشمندانه»، آن‌ها را به کار برده‌اند و معنای مورد نظر خود را منتقل می‌کنند. معنای این ادبیات وقتی بهتر فهم می‌شود که به تعابیر ایشان درباره‌ی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلستان توجه کنیم.
 ث) تنش‌ها و سردی روابط بین دو کشور «می‌تواند» پایان داشته باشد. اگر در گذشته مشکلی هم وجود داشته، از سوی دولت سارکوزی دنبال می‌شده است، ولی «در دوران حاضر» می‌شود دور جدیدی از روابط را آغاز کرد.
 ج) شاید تدبیر فرانسه و تغییر رفتار در ارتباط با اِعمال برخی تحریم‌ها در قبال ایران و همچنین کمک جمهوری اسلامی به این کشور برای خروج از افغانستان، بتواند نقطه‌ی آغازی برای «تغییر» باشد.
 این نکته ‌ای است که ایران سال‌هاست برآن تأکید دارد.
 مذاکره و البته برقراری رابطه با آمریکا محقق نخواهد شد «تا وقتی که سیاست‌های مبتنی بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهوری اسلامی و حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی و پشتیبانی بی‌قید و شرط از دولت صهیونیستی خاتمه پیدا کند.» 
2. رابطه با آمریکا
مقام معظم رهبری در بخش‌هایی از فرمایشات خود، با بیان مسائل و شبهاتی در ارتباط با روابط ایران و آمریکا، به توضیح مواضع جمهوری اسلامی در این حوزه پرداختند. مسئله‌ی روابط ایران و آمریکا از آن دسته موضوعاتی است که در سال‌های متمادی پس از انقلاب، بخش زیادی از مباحث نخبگانی پیرامون عرصه‌ی سیاست خارجی را به خود اختصاص داده است.
 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر اصول عزت‌بنیاد، حکمت‌مدار و مصلحت‌اندیش خود، ارتقای روابط با سایر دولت‌ها و ملت‌های جهان را در دستور کار خود قرار داده است. حفظ و گسترش روابط مبتنی بر احترام متقابل و توسعه‌ی مناسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... همواره در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران اسلامی قرار گرفته است. با این حال، ملت ایران با رجوع به حافظه‌ی تاریخی خود، عمق روابط با دولت‌ها را تنظیم و تدبیر می‌کند وبا هوشیاری، مواضع «اِعلامی» و «اِعمالی» دشمنان خود را رصد می‌نماید.
 «پنجه‌ی چدنیِ زیر دستکش مخملی» اصطلاحی است که رهبر انقلاب برای بیان مواضع دوگانه‌ی مقامات آمریکایی در ارتباط با ایران، وارد ادبیات دیپلماتیک جمهوری اسلامی کرده است؛رفتار دوگانه‌ای که آمریکایی‌ها در آن«در زبان، اظهار دوستی کردند» ولی «در عمل، سعی کردند نسبت به ایران و ملتایران سخت‌گیری کنند.»با این توصیف، موضع جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟ایشان با تحلیل ادعاهای مطرح‌شده توسط مقامات آمریکایی، به آن‌ها پاسخ داده‌اند و مسیر دیپلماسی جمهوری اسلامی در این زمینه را مشخص کرده‌اند.
 در ارتباط با مذاکره‌ی ایران و آمریکا، تحلیل‌های مختلف و نسبتاً جامعی ارائه شده است و اجمالاً در این مجال به سه نکته اشاره می‌شود:
 الف) «منطق مذاکراتی آمریکا، تحمیل خواسته‌هاست.» بررسی تاریخ روابط خارجی ایالات متحده و البته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با موضوع آمریکا، نشان می‌دهد که خوی استکباری یک مستکبر در رفتار و گفتار او نیز تجلی خواهد داشت. همان طور که بنا بر یک اصل کلی، افکار یک فرد (ملت)، رفتار او را شکل خواهد داد. در این ارتباط، تا زمانی که تغییری در نوع نگرش آمریکایی‌ها نسبت به جهان و مشخصاً ایران اسلامی ایجاد نشده است، گفت‌وگو با این کشور که در مذاکرات خود، «تحمیل خواسته‌ها» را دنبال می‌کند، بی‌معنی خواهد بود.
 همان طور که اشاره شد، در منطق سیاست خارجی جمهوری اسلامی، «احترام متقابل» و «مذاکره در شرایط برابر» شروط اولیه‌ی هر نوع ارتباط با دولت‌های دیگر، تعیین شده است. این‌ها «پیش‌شرط» مذاکره نیست، «اصول» مذاکره است.
 ب)جمهوری اسلامی نسبت به صداقت مقامات آمریکایی در پیشنهاد مذاکره، بی‌اعتماد است. این اعتقاد از دو سو حمایت منطقی می‌شود. نخست آنکه آمریکایی‌ها در حرف و عمل دوگانه رفتار می‌کنند. اعمال تحریم و تهدید ملت ایران از سویی و پیشنهادات پشت سر هم برای گفت‌وگو، نشان از نوعی نفاق ذاتی دارد. همان چیزی که آن‌ها در ادبیات دیپلماتیک خود به آن راهبرد «فشار‌ـ‌مذاکره» می‌گویند. تصویب طرح ضدایرانی منع کاربرد یورو در معاملات با ایران در سراسر جهان از سوی سنای آمریکا، در ابتدای سال 1392، در این چارچوب تحلیل می‌شود.
 از سوی دیگر، بررسی تجربه‌ی مذاکره با آمریکا در موضوعاتی خاص مانند «مورد عراق» نشان از منطق مخدوش و تحمیلی آن‌ها دارد. در این زمینه، مطالعه‌ی تاریخ شفاهی اعضای تیم مذاکره‌کننده‌ی ایران و آمریکا در آن دوره خواندنی است.
 ج) آینده‌ی روابط بین ایران و آمریکا بن‌بست نیست. موضع جمهوری اسلامی روشن و مستدل است: «آمریکایی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند...راه عاقلانه این است که سیاست خود را تصحیح کنند«تا وقتی که سیاست‌های مبتنی بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهوری اسلامی و حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی و پشتیبانی بی‌قیدوشرط از دولت صهیونیستی خاتمه پیدا کند.» (31 مرداد 1368).» این نکته‌ای است که ایران سال‌هاست بر آن تأکید دارد. مذاکره و البته برقراری رابطه با آمریکا محقق نخواهد شد.
3. پرونده‌ی هسته‌ای ایران
دور جدید مذاکرات جمهوری اسلامی و نمایندگان گروه 1+5 در آلماتی قزاقستان، نیمه‌ی دوم فروردین سال جاری برگزار خواهد شد. قبل از آن هم دو طرف در آلماتی با هم مذاکراتی داشتند و بر اموری توافق کرده بودند. به نظر می‌رسد مهم‌ترین نتیجه‌ی آن مذاکرات، اعتراف احتمالاً تاکتیکی 1+5 به برخی حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی است. در این ارتباط، همان طور که بارها اشاره شد، آمریکا«مایل به تمام ‌شدن مذاکرات هسته‌ای نیست. آمریکایی‌ها دوستندارند گفت‌وگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود.»NPT است؛ نکته‌ای که مقام معظم رهبری هم در فرمایشات اخیر خود به آن اشاره کردند. ایشان معتقدند که برای آغاز مسیر حل‌وفصل موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی، کافی است «مسئولان کشورهایی که مدعی هستند، اعتراف کنند ملتایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در کشورِ خودش و به دستخودش انجام دهد.» آن‌ها ادامه‌ی این مناقشه را دستاویزی برای فشار به جمهوری اسلامی می‌دانند. در این میان، خواسته‌های جمهوری اسلامی هم کاملاً منطقی، قانونی و در چارچوب معاهدات بین‌المللی پذیرفته‌شده از سوی ایران نظیر
 آنچه مشخص است این است که مسیر رو به جلوی ملت ایران نشان می‌دهدجاده‌ی مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمنان به سوی قله‌های موفقیت ادامه دارد. این عرصه‌ای است که مانند سایر حوزه‌های علمی و سیاسی، دشمنان را در برابر پیشرفت‌های ملت ایران، وادار به اعتراف و عقب‌نشینی‌های پی‌درپی خواهد کرد. رشد و توسعه‌ی فناوری‌های هسته‌ای و علوم و صنایع وابسته به آن، در سایه‌ی مخالفت‌های دشمنان، ثابت می‌کند که «پایداری و مقاومت، همیشه جواب می‌دهد.»
 
4. اثرگذاری‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای
 
اگر یکی دیگر از اهداف فشارها و تحریم‌های غرب علیه جمهوری اسلامی را انزوای ملت ایران در عرصه‌های جهانی بدانیم، نگاهی به وضعیت ایران در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی نشان خواهد داد که آیا دشمن در رسیدن به این هدف، موفق بوده یا آنکه مانند سایر حوزه‌ها، با شکست مواجه شده است.
 بیان موفقیت جمهوری اسلامی در مقابله با تلاش‌های دشمنان به این معنا نخواهد بود که ایران توانسته است در تمامی عرصه‌ها به موفقیت مطلق نائل شود. بدیهی است که دیپلماسی جمهوری اسلامی، به دلایلی که در این مجال فرصت بررسی آن‌ها نیست، در بخش‌هایی ضعیف عمل کرده است، ولی نگاهی کلی به وجوه مختلف این موضوع، نظیر کاستی‌های ساختاری، تلاش‌های دشمنان، برخی کم‌کاری‌های داخلی و... در کنار موفقیت‌های پی‌درپی در عرصه‌های متعدد نشان از پیروزی نسبی نظام اسلامی در برابر این کمبودها دارد. در زیر به برخی از این موفقیت‌ها به شکلی اجمالی اشاره خواهیم داشت:
 الف) برگزاری موفقیت‌آمیز شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو غیرمتعهدها در تهران با حضور مقامات بلندمرتبه‌ی بیش از 120 کشور جهان، علی‌رغم تلاش‌های مسئولین آمریکا و رژیم صهیونیستی در راضی کردن و حتی تهدید مقام‌های کشورهای شرکت‌کننده که نشان از عدم انزوای جمهوری اسلامی در عرصه‌ی جهانی داشت. برگزاری باشکوه این اجلاس، که با آغاز ریاست جمهوری اسلامی بر این جنبش همراه بود، به همراه دیپلماسی پویای کشورمان قبل، حین و پس از اجلاس، ثابت کرد که چگونه می‌توان ظرفیت‌های موجود در عرصه‌ی سیاست خارجی را فعال و نتایج مورد نظر را کسب کرد.
 ب) نفوذ مثال‌زدنی جمهوری اسلامی در مناطقی مانند آمریکای لاتین یا آفریقا، که تصویب قانون نیم‌کره‌ی غربی در کنگره‌ی آمریکا برای جلوگیری از حضور ایران در این بخش از جهان را به همراه داشت و یا استقبال مردمی از حضور مسئولین ایرانی در این کشورها، خود نشان‌دهنده‌ی عمق نفوذ گفتمان جمهوری اسلامی است.
 پ) آغاز ساخت خط لوله‌ی انتقال گاز ایران،موسوم به خط لوله‌ی صلح، به پاکستان که علی‌رغم دشمنی‌ها و سنگ‌اندازی‌های مقامات آمریکایی، در حال پیگیری است. گفته می‌شود مقصد بعدی احتمالی این انتقال گاز، هندوستان خواهد بود که البته در حال حاضر، به دلیل فشار خارجی، دولتمردان این کشور را برای پیوستن به این قافله‌ی انرژیک، مردد کرده است. با آغاز صدور گاز ایران به سمت شرق، هم انحصار صادرات گاز به این سو از جهان شکسته خواهد شد و هم این اقدام، دلیلی دیگر بر تأثیرگذاری‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی خواهد بود.
 ت) تأثیرگذاری ملموس جمهوری اسلامی در جنگ هشت‌روزه‌ی رژیم صهیونیستی و گروه‌های مقاومت در غزه که بنا به اعتراف مقامات رژیم صهیونیستی،«چنانچه حضور جمهوری اسلامی نبود،‌ قدرت‌نمایی جمهوری اسلامی نبود، مبارزان فلسطینی نمی‌توانستند در مقابل اسرائیل مقاومت کنند؛ چه برسد به اینکه اسرائیل را به زانو دربیاورند.»شکستی که از آغاز مبارزات اعراب و رژیم صهیونیستی در 1948، اولین شکست قطعی این رژیم را رقم زد.
 ث) موضوعاتی مانند سوریه، عراق، افغانستان، پرونده‌ی آمیا و روابط ایران و آرژانتین، حضور مؤثر در سازمان‌های بین‌المللی و... از دیگر مسائلی است که باید به هر کدام از آن‌ها در وقتی مناسب پرداخته شود.
 
5. نتیجه گیری
 
موارد چهارگانه‌ی فوق، تنها بخشی از مسائل مربوط به سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سال 1392 خواهد بود که تلاش شد به نحوی اجمالی، اهمّ تحلیل‌ها پیرامون هر یک از آن‌ها ارائه شود. بدون شک تحولات ماه‌های پیش رو و مشخصاً برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و روی کار آمدن دولت جدید می‌تواند بخشی دیگر از ظرفیت‌‌های موجود در این عرصه را به فعلیت برساند و موفقیت‌های دیگری را نصیب ملت ایران کند. از سوی دیگر، موضوع ثبات قدرت در مصر، تونس، عراق، افغانستان، سوریه و عربستان در خاورمیانه، برقراری آرامش در شرق آسیا، تقویت مناسبات ایران و قدرت‌های نوظهور مانند برزیل، آرژانتین، هند و... عبور جمهوری اسلامی از سد برخی مشکلات اقتصادی موجود و مواردی از این دست، می‌تواند تأثیر مستقیم بر اقتدار و عمق نفوذ ایران اسلامی در نقاط مختلف جهان داشته باشد. «ملت ما ثابت کردکه وابسته نبودن به آمریکا و قدرت‌های بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلکه موجب پیشرفت است.» / 
 
 
برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

حماسه‌ی سیاسی نیازمند تحقق عوامل متعددی است که صرفاً مترادف با مشارکت سیاسی معنا کردن آن، اجحاف در حق این مفهوم است. چرا که به نظر می‌رسد ابعاد و گستره‌ی این حماسه می‌بایست بسیار فراتر از برهه‌ی سه‌ماهه‌ی ابتدایی سال و انتخاباتی باشد که در پیش داریم. 

از آنجایی که انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم مظهر تحقق حماسه‌ی سیاسی در سال جاری است، باید متذکر شد که حماسه‌ی سیاسی صرفاً محدود به مشارکت حداکثری مردم در انتخابات نیست؛ هرچند یکی از الزامات دست یافتن به این حماسه قطعاً بالا بودن مشارکت مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد بود. چرا که حماسه‌ی سیاسی نیازمند تحقق عوامل متعددی است که صرفاً مترادف با مشارکت سیاسی، معنا کردن آن اجحاف در حق چنین حماسه‌ای است و به نظر می‌رسد برخی تحلیل‌هایی که این روزها از سوی برخی سیاسیون مبنی بر ضرورت حضور چهره‌هایی خاص در جهت تحقق حماسه‌ی سیاسی نیز بیان گردیده خود شاهدی بر این مدعاست که هنوز فهم دقیقی از ابزار، لوازم و همچنین وظایف مسئولین و مردم در جهت دستیابی به این حماسه وجود ندارد و البته تفکیک حماسه‌ی سیاسی از حماسه‌ی اقتصادی و ارائه‌ی تعریفی به صورت مجرد و صرفاً انتخاباتی برای آن نیز در جای خود خطایی در شناخت این مفهوم است؛ چرا که به نظر می‌رسد ابعاد و گستره‌ی این حماسه می‌بایست بسیار فراتر از برهه‌ی سه‌ماهه‌ی ابتدایی سال و انتخاباتی باشد که در پیش داریم و البته دولت یازدهم در جای خود می‌تواند یکی از ابزارهای اساسی برای دستیابی به حماسه‌ای باشد که دارای گستره‌ای منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای است.
  
امروز نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بحث‌های‌ متعددی‌ را در عرصه‌ی‌ اندیشه‌ و نظر، به‌ ویژه‌ در زمینه‌ی‌ تقسیم‌بندی‌ حکومت‌ها و نظام‌های‌ سیاسی‌ دنیا، به وجود آورده است؛ چرا که از یک‌ طرف‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ در غرب‌ حکومت‌های‌ دمکراتیک (مردم‌سالار) را جانشین‌ حکومت‌های‌ خودکامه می‌دیدند و از نظر اندیشمندان‌ غربی تأسیس و ادامه‌ی حیات نوعی دیگر از حکومت امری‌ غیرممکن‌ به نظر می‌رسید؛ اما نقش‌ غیرقابل‌ اغماض‌ و هم‌زمان‌ مذهب‌ و مردم‌ در سقوط‌ رژیم‌ اتوکرات‌ پهلوی‌ و تأسیس‌ و استمرار نظام‌ جمهوری‌ اسلامی، این صاحب‌نظران‌ را دچار نوعی‌ تناقض‌گویی‌ و تضاد کرد و نهایتاً‌ این‌ پدیده‌ را ناپایدار دانست و پیش‌بینی‌ کردند که‌ سرانجام‌ یکی‌ بر دیگری‌ غلبه‌ خواهد کرد، به‌ نحوی‌ که‌ حذف‌ مردم‌ از صحنه‌ موجب‌ ایجاد نظامی‌ خودکامه‌ بر پایه‌‌ی مذهب‌ خواهد شد که تلاش کشورهای غربی پس از انتخابات سال 88 و بیان حرف‌های غیرمنطقی و همچنین شورش‌های خیابانی نیز دقیقاً با همین هدف و در جهت عصبانی کردن نظام اسلامی صورت پذیرفت که البته نظام با هوشیاری و هدایت صحیح رهبر معظم انقلاب نظام اسلامی، ضمن ایستادگی و داشتن قاطعیت در جهت فرو نشستن غبار فضای فتنه‌گون، قدم برداشت و زمینه‌ی اثبات کارآمدی بیش از پیش مدل مردم‌سالاری دینی را فراهم آورد.
  
به‌ این‌ ترتیب،‌ در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ اراده‌ی‌ خداوند منبع‌ مشروعیت‌ و اراده‌ی‌ مردم‌ منبع‌ قدرت، مقبولیت‌ و عینیت‌ نظام‌ است. در چنین‌ نظامی‌ است‌ که‌ اسلامیت‌ و جمهوریت‌ نه‌تنها در تضاد نیستند، بلکه‌ هر یک‌ جایگاه‌ منطقی‌ و عقلی‌ خود را دارا هستند و لازم‌ و ملزوم‌ یکدیگرند و «مردم‌سالاری‌ دینی»‌ در همین‌ راستا تعریف‌ می‌شود و تحقق‌ می‌یابد.
  
از سویی دیگر مدل مردم‌سالاری دینی، که مبتنی بر رأی مردم و حاکمیت نظام دینی است و به عنوان مدل برگزیده جهت مدیریت جامعه محسوب می‌گردد، می‌بایست به طور عملی در درون جامعه نهادینه گردد؛ چرا که نظام مبتنی بر الگوی مردم‌سالاری دینی با نظام‌های دیگری که در آن دمکراسی پایه‌ی اداره‌ی جامعه می‌باشد بسیار متفاوت است و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود به مناسبت آغاز به کار نهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی نیز تصریح کردند، مردم‌سالاری دینی نه با زبان که با مجاهدت محقق شده است و این تعبیر خود حکایت از آن دارد که عملیاتی کردن الگوی مردم‌سالاری دینی همواره با موانع و چالش‌هایی مواجه بوده است.
  
نکته‌ی اساسی دیگر آنکه امروزه جمهوری اسلامی مدعی یک نظام‌سازی و جامعه‌پردازی جدید در جهان است که این مسئله در نظام مردم‌سالاری دینی، که مردم در آن جایگاه اساسی دارند و مسئله‌ی اصلی حاکمیت هستند، بروز می‌کند.
  
حال که انتخابات به عنوان یکی از نمودهای علمی و عملی مردم‌سالاری دینی محسوب می‌گردد و می‌بایست با هوشیاری ملی مظهر حماسه‌ی سیاسی قرار گیرد، باید هم مردم و هم مسئولین با شناخت صحیح از نقش و وظایف خود زمینه‌ی تحقق این امر را فراهم کنند.
سابقه‌ی بیش از سی انتخابات بزرگ و سراسری در کشور نشان داده است که مردم با شناخت صحیح از وظایف خود، ضمن تلاش در جهت شناسایی فرد اصلح با حضور حداکثری خود در پای صندوق‌های رأی، همیشه با نمره‌ای خوب سربلند از این آزمون بیرون آمده‌اند. البته با نگاهی به سابقه‌ی آرای مردم، می‌توان به این مهم دست یافت که در عین برخی کاستی‌ها یا انتقادات وارده به مسئولان کشور، حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات در جهت تأیید و حمایت از نظام اسلامی است و نه به معنای نبود انتقاد به دستگاه‌های مختلف کشور اعم از اجرایی، قانون‌گذاری و قضایی؛ این همان مسئله‌ای است که دشمنان این نظام از آن غافل‌اند و آن‌ها را در درک صحیح مردم‌سالاری دینی عاجز کرده است.
  
اما در وجه دوم و در خصوص مسئولین، باید گفت رهبر انقلاب در دیدار با وزیر کشور و استانداران در آذرماه سال 70 سفارش اکید فرمودند که هیچ مسئولی، به هیچ وجه نباید اجازه بدهد که برداشت‌های خطی، برداشت‌های جناحی و گرایش‌های گروهی اندکی در این کار ‌ـ‌انتخابات‌ـ‌ تأثیر بگذارد.
  
از سویی دیگر ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم در خردادماه سال 90 مسئولین نظام را به حفظ احترام انتخابات سفارش کردند و تصریح فرمودند «هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائیه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر کسى به انحای مختلف دخالت کند، هیچ روا نیست، جایز نیست.» در همین دیدار محصول چنین رفتاری را تشخیص و شناسایی مردم بر طبق روال قانونی دانستند که این خود نشان‌دهنده و مؤید اصلی بودن جایگاه مردم در حاکمیت اسلامی است؛ چرا که وقتی امام (رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری، طی سه دهه حیات نظام اسلامی، مردم را ولی نعمتان این نظام می‌خوانند در صدد تعارف یا خلق جملات زیبا برای تحریک احساسات مردم نبوده و نیستند و حقیقتاً رأی و نظر آن‌ها را در رأس امور می‌دانند.
  
حال با وجود چنین اصلی، دیگر روا نیست که مسئولی این‌گونه تصور کند که چون ابزاری در هر یک از حوزه‌ها؛ اعم از اجرایی، قانون‌گذاری و قضایی؛ در اختیار دارد می‌تواند از آن در راستای گرایش‌های جناحی و خطی خود در انتخابات آتی بهره ببرد؛ البته نفی این اقدام فقط شامل حال مسئولان سه قوه نمی‌شود و دیگر مسئولان نیز که به واسطه‌ی مسئولیتشان در سطح کشور ابزارهایی از قبیل بودجه و رسانه را در اختیار دارند، شامل همین اصل رعایت بی‌طرفی خواهند شد.
  
نگرانی از عدم توجه مسئولان به هشدارهای مکرر رهبری معظم انقلاب آنجا شدت می‌یابد که مشاهده می‌شود مدیر یک رسانه فراگیر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اقدام به رپرتاژ فعالیت های یک مدیر شهری در قالب سلسله برنامه هایی با عنوان "تهران در مسیر پیشرفت و عدالت" می کند و البته مدیر همان رسانه فراگیر در اقدامی قابل تأمل، پیش از آغاز ثبت نام رسمی کاندیداهای انتخابات و تأیید یا رد صلاحیت آن‌ها از سوی مرجع قانونی، با برگزاری جلسه‌ای رسانه‌ای با تعداد گزینش‌شده‌ای از چهره‌های مطرح در این عرصه، ضمن دخالت در امر تأیید صلاحیت‌ها، اقدام به تبعیض بین نامزدهای انتخابات می‌کند و یا یک مدیر عالی‌رتبه‌ی اجرایی با عدم درک صحیح از تریبون ملی اقدام به طرح شعاری انتخاباتی می‌کند و از ابزارهای اجرایی، که در اختیارش است، برخی تصمیمات و اقداماتی را صورت می‌دهد که شائبه‌ی انتخاباتی بودن آن‌ها وجود دارد. حال باید از خود پرسید در صورت بروز چنین اقداماتی از سوی مسئولان؛ اعم از قوای سه‌گانه و دیگر ارگان‌ها و نهادهای رسانه‌ای، شهری و حتی نظامی در پروسه‌ی تبلیغات انتخاباتی و به نوعی دخالت در تشخیص و انتخاب مردم بر طبق روال قانونی؛ چه آسیب‌هایی به وقوع خواهد پیوست؟
  
یکی از اصلی‌ترین این آسیب‌ها خدشه‌دار شدن مدلی است که با مجاهدت فراوان طی بیش از سه دهه، محقق گردیده و امروز توانسته است در دوران سیطره‌ی فراگیر اندیشه‌ی مدرن بر مناسبات اجتماعی و سیاسی، در سازمان مشروعیت‌بخش مدرنیته و اندیشه‌ی مدرن، شکاف بنیادی ایجاد کند. یکی از آسیب‌های مهم خدشه‌دار شدن مردم‌سالاری دینی از این طریق آن است که فرد منتخب، وام‌دار مسئولینی می‌شود که پیش از انتخابات از ابزارهای در اختیار خود جهت مطرح ساختن وی بهره برده‌اند و حال پس از پیروزی در انتخابات، به دنبال سهم خود در قدرت می‌گردند. بدیهی است که این موضوع اساساً مانع از تحقق اصل شایسته‌سالاری در مدیریت کشور خواهد شد.
  
از سویی دیگر، با توجه به اینکه اغلب چنین تبلیغاتی کاذب و خارج از واقعیات صورت می‌گیرد، پس از گذشت مدتی از پذیرش مسئولیت توسط فرد و جریان پیروز، با کنار رفتن تبلیغات کاذب و سنجش عیار واقعی وی در مدیریت کشور از سوی مردم، بدنه‌ی اجتماعی آن‌ها نیز دچار افت می‌شود و باعث روی‌گردانی مردم از آن جریان در ادامه‌ی مسیر خواهد شد که این آسیب هم در ابعاد داخلی و هم خارجی، کشور را با چالش‌های عدیده‌ای مواجه خواهد کرد.
  
  
 http://tnews.ir
 





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

ثبات هر نظام سیاسی به میزان مقبولیت عمومی و مشارکت حداکثری مردم در عرصه‌های مختلف اجتماعی بستگی دارد. اساساً طرح سیستم سیاسی، که امروزه به عنوان دمکراسی در جهان مطرح می‌شود، فرآیندی است که به منظور جذب آرا و مقبولیت عمومی طراحی شده و سعی بر آن دارد تا بتواند نوعی حکومت را ترسیم کند که تمام مردم در آن سهیم باشند.
 یکی از سنجه‌های میزان مقبولیت یک نظام سیاسی، حضور آحاد مردم در صحنه‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی است و قطعاً یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین زمینه‌ها برای سنجش میزان حضور مردمی انتخابات است.
 بنابراین در برگزاری و زمینه‌سازی در انتخابات، سعی بر دستیابی به یک مشارکت حداکثری است و از این طریق یک نظام سیاسی می‌تواند پایه‌های حکومتی خود را محکم‌تر کند و به بازتولید گفتمان مدیریتی خود امیدوار باشد.
 سؤال اساسی که در این ارتباط مطرح‌ می‌شود آن است که حضور مردم وابسته به چه مؤلفه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است؟
 برای پاسخ به پرسش فوق، باید به این نکته دقت کرد که حضور مردمی در یک میدان مهم سیاسی همچون انتخابات ریاست جمهوری، امری چند ماهه و هفته‌ای نیست که بتوان به راحتی به آن پرداخت. اساس حضور مردم در پای صندوق‌های رأی به عوامل گوناگونی بستگی دارد؛ اما در نگاه کلان، حضور مردم در چنین عرصه‌ای به دو محرک اصلی وابسته است:
  
 الف) محرک‌های موسمی (گذرا) :
 با توجه به فضای خاص سیاسی پیرامون انتخابات، عموماً برخی مؤلفه‌ها از اهمیت خاصی برخوردار می‌شوند. در واقع این مؤلفه‌ها مختص این فضا هستند و می‌توانند در زمان کوتاهی تولید، مدیریت، بهره‌برداری و فراموش شوند.
 برای مثال، پرداختن به شعارهای آزادی فرهنگی در دوره‌ی دوم خرداد یا رهایی از وضعیت اقتصادی در حال حاضر، بسیار محرک، ملموس، تأثیر‌گذار‌‌ و جذاب، اما بسیار شکننده است؛ چرا که بر اساس یک معضل اجتماعی مطرح می‌شود و اساساً به دلیل زودگذر بودن موضوع، به راحتی از رنگ و لعاب خواهد افتاد.
 محرک موسمی دارای زیر مجموعه‌هایی به شرح زیر است:
  
 الف‌ـ‌1. عملیات روانی :
 به مجموعه‌ی اقداماتی گفته می‌شود که در آن عقاید، عقل، بینش‌ها و باورهای یک فرد، گروه یا جامعه مورد هجوم قرار می‌گیرد و در نهایت منجر به تغییر رفتار می‌گردد.[1] به هر صورت و به دلیل رویه‌ی گفتمانی انقلاب اسلامی، که سعی در ایجاد حکومتی بر اساس معیارهای دینی دارد، طبیعی است که این گفتمان دارای معارضاتی نیز باشد و متخاصمین آن نیز به هر امر سعی کنند منابع استراتژیک آن را از بین ببرند.
 یکی از این منابع، حضور و حمایت مردم از جمهوری اسلامی ایران است. از این رو، می‌کوشند تا با طرح مباحثی چون فضای بسته‌ی سیاسی و نبود انتخابات آزاد در ایران، افکار عمومی را برای تحریم اغنا کنند و سبب عدم حضور بخشی از بدنه‌ی اجتماعی نظام در انتخابات شوند. برای این امر، به شیوه‌های مختلف عملیات روانی به صورت‌های بلندمدت (تاکتیک اغنای روانی هاولند) یا بمباران اطلاعاتی (برای مثال، ایجاد تشکیک در انتخابات سال 88) متوسل می‌شوند.
 به هر ترتیب، در این بین بخشی از بدنه‌ی اجتماعی ایران، خواسته یا ناخواسته، فریفته‌ی این عملیات می‌شوند و حضورشان کم‌رنگ می‌شود و بخشی دیگر (طیف‌های ارزشی) نسبت به حضور، مصمم‌تر می‌گردند.
 هرچند عملیات روانی صورت‌گرفته علیه جمهوری اسلامی ایران پردامنه و با ابعاد گسترده است و در بازه‌های زمانی میان‌مدت و بلندمدت (10 تا 25 سال، در واقع به معنی تغییر یک نسل) صورت می‌گیرد، اما این محرک در جریان انتخابات به صورت فشرده و با رعایت تکنیک تکرار یا بمباران اطلاعاتی سعی در مسموم کردن فضای جامعه را دارد که این حالت گذراست.
  
 الف‌ـ‌2. ایجاد تشنج در اقتصاد و ترسیم یک ثبات اقتصادی آرمانی :
 از دیگر عوامل بسیار مهمی که می‌تواند در میزان حضور یا عدم حضور مردم در انتخابات تأثیر بگذارد مسئله‌ی اقتصاد و ثبات آن است. در این بین، غرب با اعمال تحریم‌های همه‌جانبه سعی دارد ثبات و آرامش روانی و اقتصادی مردم را به هم بزند تا از این طریق بتواند پالس‌هایی از ناامیدی و نارضایتی در مردم ایجاد کند.
 در واقع با کمی تسامح می‌توان مدعی شد جناحی که بتواند روی فعالیت‌های ا‌قتصادی دست بگذارد، در حقیقت برگ برنده را در دست دارد، چرا که با این امر به راحتی می‌تواند افکار توده‌های مردمی را مدیریت و به سمت و سوی مورد نظر خود هدایت نماید.
 به این دلیل از مقوله‌ی اقتصاد به عنوان یک محرک زودگذر یاد شده است که در چرخش مدیریت‌های سیاسی کشور عامل تعیین‌کننده‌ای نیست، چرا که جریان دوم خرداد با شعارهای آزادی سیاسی و جامعه‌ی مدنی بر کارگزاران سازندگی غلبه پیدا کرد، در حالی که دولت هاشمی رفسنجانی با تورم 49 درصدی مواجه بود و مردم دغدغه‌ی اقتصادی داشتند.
  
 الف‌ـ3. تعدد گفتمان‌های مدیریتی :
 یکی دیگر از محرک‌های زودگذر، ایجاد فضای یأس و ناامیدی و بعد از آن، قهرمان‌سازی است. بدین منظور جریان‌های سیاسی، که از اریکه‌ی قدرت به دورند و در صدد به دست آوردن قدرت هستند، می‌کوشند تا تمامی مشکلات به‌وجودآمده را متوجه یک فرد، دولت یا جناح خاص کنند و از این طریق، با ایجاد فضایی خاص خود، تنها راه برون‌رفت را حرکت در راستای تعدد سلایق و نظریات عنوان کنند. هرچند که در جریان رقابت‌های سیاسی، حضور جریان‌های مختلف هیچ گونه ممانعتی ندارد، اما تعیین پیش‌شرط از هیچ جریانی قابل پذیرش نیست.
 اساساً زمانی حضور حداکثری در جامعه به وجود خواهد آمد که تمام جریان‌های سیاسی به یک آرمان و میثاق باور و اعتقاد داشته باشند و تمام اندیشه‌ها و خط‌مشی‌های خود را با آن هماهنگ سازند و از آن تخطی نکنند. در تمامی کشورها میثاق ملی یا «قانون اساسی» به عنوان سمبل وحدت شناخته می‌شود و جناح‌هایی که به آن پایبند نباشند عملاً از دایره‌ی فعالیت‌های سیاسی کنار می‌روند و بایکوت می‌شوند.
 در این بین، تنها ملاکی که می‌توان به عنوان یک سمبل وحدت از آن یاد کرد همانا قانون اساسی کشور است؛ سمبلی که در جریان سال 88 و در انتخابات ریاست جمهوری، از سوی جناح دوم خرداد کنار گذاشته شد. از این رو، انتظار نمی‌رود که جریان‌های سیاسی، که بالاترین قانون یک کشور را مورد اعتنا قرار نمی‌دهند، وارد کارزار سیاسی برای به دست گرفتن قدرت شوند!
  
 ب) محرک‌های پایدار (زمان‌بر) :
 این دسته از عوامل مهم‌ترین و تأثیر‌گذار‌ترین بخشی است که می‌توان بر اساس آن، میزان مقبولیت یک نظام سیاسی را سنجید و به تحلیل آن پرداخت، چرا که می‌توان از آن به عنوان «عوامل عمل‌کننده» یاد کرد.
 این محرک‌ها انتزاعی، غیرملموس، زمان‌بر و نیازمند زمینه‌سازی، اما جریان‌ساز و پایدار هستند. انقلاب اسلامی، به دلیل رویکرد خاص خود، عملاً در حوزه‌ی فعالیت‌های سیاسی بر این محرک‌ها تأکید دارد و اساس مانورهای آن بر این محور است. شعارهایی مانند عدالت‌گرایی، ساده‌زیستی، احیای گفتمان انقلاب اسلامی و... دقیقاً بر همین نکته تأکید می‌کند:
  
 ب‌ـ1. تکلیف‌گرایی و تأکید بر گفتمان انقلاب اسلامی :
 یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین عامل‌های اجتماعی که منجر به حضور حداکثری در انتخابات جمهوری اسلامی ایران می‌شود پیروی بدنه‌ی اجتماعی متعهد از آرمان‌های انقلاب و تأکید بر آن‌هاست.
 در واقع بدنه‌ی اصلی انقلاب اسلامی حضور در میدان‌های سیاسی را نه یک حق، بلکه یک تکلیف شرعی برای خود می‌دانند و از این روست که شاهد حضور بیش از پیش مردم در دوره‌های مختلف انتخابات هستیم. نکته‌ای که در این باره باید به آن اشاره کرد این است که تکلیف‌گرایی در عرصه‌ی انتخابات سیاسی در ایران امری است که از ابتدای انقلاب از سوی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بارها مورد تأکید قرار گرفته و برای آن به صور مختلف فرهنگ‌سازی شده و به تعبیری تئوریزه گردیده است. لذا از عواملی نیست که در فرآیند چندماهه‌ی انتخابات به وجود آمده باشد و بعد از آن نیز فروکش کند.
 از این روست که این قشر اجتماعی، با تأکید بر کلیدواژه‌های اصلی انقلاب، یعنی عدالت‌گرایی، مطالبه‌گری، استکبار‌ستیزی و... در فضا‌های سیاسی حضور می‌یابند و جزء عواملی محسوب می‌گردند که همیشه در محاسبات سیاسی برای خود جایگاهی تعریف کرده‌اند. لذا درک صحیح از این محرک می‌تواند در تحلیل درست شرایط کمک شایانی داشته باشد.
  
 ب‌ـ2. آرامش و امنیت روانی :
 اشاره شد که یکی از موانع بزرگی که می‌تواند حضور حداکثری انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد، مختل کردن امنیت روانی و آرامش اجتماعی است. اساساً زمانی که هیجان‌های کاذب به سطح بالایی از خود برسد (بحران و شورش)، امنیت روانی یک جامعه دستخوش تغییر قرار می‌گیرد.
 به طور معمول، زمانی که جامعه به اصطکاک برسد، برای مثال، در رودررویی دو جناح مقابل، امکان بروز بحران و از بین رفتن آرامش فضای اجتماع وجود دارد و تثبیت مجدد آن و همچنین پر کردن شکاف‌های اجتماعی به‌وجودآمده به سال‌ها زمان نیاز دارد.
 از این رو، ثبات در ابعاد مختلف، خود از عوامل بسیار تعیین‌کننده‌ای است که می‌تواند در انتخابات تأثیرگذار باشد؛ چرا که وجود برخوردهای سیاسی و ایجاد اصطکاک به معنی ریزش بخشی از بدنه‌ی اجتماعی است. در واقع باید آرامش را یک کل دانست که بسیاری از مسائل را در ذیل خود قرار می‌دهد.
 نکته‌ای که در ذیل این امر قابل بررسی است، ورود زودهنگام به مباحث انتخابات آتی است؛ چرا که این امر، علاوه بر به هم زدن آرامش فضای جامعه، موجب دلسردی و خستگی سیاسی مردم خواهد شد. از این روست که مقام معظم رهبری همواره حضور زودهنگام را مساوی با بر هم زدن ثبات کشور دانسته‌اند و از سیاسیون خواسته‌اند، ناخواسته یا خواسته، به آن دامن نزنند.
 از سوی دیگر، ورود زودهنگام، به فرسایشی شدن برگزاری انتخابات منجر خواهد شد و آن شوری که از آن به عنوان «هیجان کاذب» نام برده می‌شود، از بین خواهد رفت و این امر موجب می‌شود در این مدت مردم از جریان انتخابات خسته و در نهایت نسبت به آن دلسرد و بی‌میل شوند. از این رو، باید فضای کشور تا نزدیکی به برگزاری انتخابات از تنش‌ها به دور باشد تا بتوان از این طریق و با وجود شور و جوشش مردمی، شاهد یک حضور همه‌جانبه بود.
 ب‌ـ3. تأکیدات مقام معظم رهبری :
 ترغیب یا متقاعدسازی، یکی از روش‌های بسیار مهمی است که امروز در عملیات روانی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحقیقات نشان می‌دهند مقبول بودن منبع پیام، شرط ضروری و مؤثر واقع شدن پیام است.
 مهم‌ترین عواملی که منبع پیام را مقبول می‌سازند عبارت‌اند از: تخصص، جذابیت، مورد اعتماد بودن و شباهت داشتن به مخاطب.[2] از این رو، مقام معظم رهبری، به دلیل جایگاه خاص خود و بر اساس تأکید بر اجرای حق و تکلیف شهروندی، در تمامی دوره‌های انتخاباتی، از مردم درخواست حضور حداکثری را داشته‌اند. ایشان با ترغیب و تبیین فضای سیاسی کشور و به دلیل نفوذ بسیار بالایی که در میان آحاد ملت دارند، نقش تعیین‌کننده‌ای در جریان انتخابات بر عهده دارند و از همین روست که بسیاری حتی کاندیداهای خود را بر اساس خط‌مشی‌ ایشان ارائه می‌دهند و منطبق و هماهنگ می‌کنند. به دلیل ثبات و دامنه‌ی نفوذ جایگاه ولی فقیه، از این عامل نیز باید به عنوان یکی از عوامل پایدار نام برد.
 هرچند که حضور حداکثری مردم را نمی‌توان در موارد بالا خلاصه کرد، اما سعی بر آن بود تا با واکاوی بخشی از محرک‌ها، که در جریان انتخابات پیشین مورد استفاده قرار گرفته‌اند، فضایی از انتخابات پیش رو ترسیم شود.
 اساساً حضور حداکثری مردم امری نیست که در طول چند هفته و با تکیه بر شعارهای زودگذری مانند ثبات اقتصادی به وجود آید، بلکه زمینه‌هایی دارد که مابقی ملاک‌ها بر روی آن قرار می‌گیرند. امنیت، ثبات و آرامش اجتماعی مهم‌ترین اموری هستند که در ایجاد یک انتخابات پرشور مؤثرند.
 از این رو، مادامی که کشور و یک واحد سیاسی از این فاکتور بی‌نصیب باشد، نمی‌توان شاهد حضور حداکثری مردم در صحنه‌های سیاسی بود. به صورت کلی، محرک‌های زودگذر فاکتورهایی هستند که در ادامه‌ی محرک‌های پایدار تعریف می‌شوند و در مقابل آن‌‌ها، از قدرت موج‌آفرینی اجتماعی کمتری برخوردارند.
 شاید به همین دلیل است که کاندیداهای مختلف کمتر بر آن‌ها تأکید می‌کنند و بیشتر شعارها و برنامه‌های مورد نظر خود را در بُعد کلان‌تر (برای مثال، ایجاد عدالت اجتماعی و توجه و پیگیری مطالبات مردمی) قرار می‌دهند.
 البته باید این نکته را نیز متذکر شد که در جامعه‌ی توسعه‌یافته، شعارها از حالت انتزاعی خارج می‌شوند و شکل برنامه‌ی مدون و قابل اجرا را به خود می‌گیرند. / برهان
  
 پی‌نوشت‌ها:
 [1]. بهرام رضایی، عملیات روانی، انتشارات دافوس، چاپ 1، 1387، ص 4.
 [2]. همان، ص 30.
 منبع : سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

نویسنده: دکتر محمدحسین جمشیدی
 زندگی انسان بر روی کره‌ی خاکی در عرصه‌ی امور مشترک با دیگران یعنی سیاست عمومی یا امر سیاسی که همانا «امری است مرتبط با هر گونه اقدام یا شرکت در سرنوشت مشترک خود و دیگران در جهت حفظ شئون و مصالح آدمی[1]» تاریخی است مرکب از همکاری و ستیز یا به تعبیری «سلطه و همگونگی[2]» است. آنگاه که نخستین بار انسان دریافت که می‌تواند با تجمیع توان خود با دیگری بر آن دیگری فائق آید یا با دیگری همراه گردد، مشارکت مطرح شد. نمونه‌ی مشارکت را می‌توان در دولت شهرهای اولیه‌ی «سومر» و برخی دیگر از نقاط تاریخی دید. هم‌چنین اتحادیه‌های اولیه مانند اتحادیه‌ی «مادها» با سایر دولت‌ها برای مقابله با «آشور[3]» نمونه‌ای دیگر از مشارکت است. از انباشت تجربه‌ی تاریخی بشر در این عرصه، مشارکت در مفهوم امروزی خود متبلور شد.
 در جامعه‌ی پس از انقلاب ایران اسلامی نیز با توجه به افزایش آگاهی عمومی از یک سو و با توجه به قانون اساسی و مکتب اسلام از سوی دیگر و بیانات و دیدگاه‌های امام خمینی(ره) حضور مردم در عرصه‌ی سیاست و مشارکت عمومی یا سیاسی آن‌ها مورد توجه و پذیرش قرار گرفت و بر آن بارها و بارها تأکید شده است. به گونه‌ای که امام خمینی(ره) می‌فرماید: «امروز مسؤولین به عهده‌ی ملت است. ملت اگر کنار بنشیند ...، و اشخاصی که نقشه کشیده‌اند برای این مملکت از چپ و راست، آن‌ها وارد بشوند در مجلس، تمام مسؤولیت به عهده‌ی ملت است.[4]» براین اساس در این نوشتار به اختصار به بررسی مشارکت و ابعاد آن می‌پردازیم.
  
 تعریف و چیستی مشارکت سیاسی
 «مشارکت» در لغت به معنای همکاری، شرکت داشتن یا حضور داشتن است. (دهخدا، لغت نامه: مشارکت) فرهنگ انگلیسی «آکسفورد»، واژه‌ی «participation» را که معادل مشارکت فارسی است به معنای «عمل یا واقعیت شرکت کردن، بخشی از چیزی را داشتن یا تشکیل دادن» دانسته است.[5]
 بر این مبنا مشارکت سیاسی در اصل به معنای شرکت در امور عمومی همراه با احساس مسؤولیت مشترک است یا به تعبیری دیگر: مشارکت سیاسی «تعهدی فعالانه، آزادانه و مسؤولانه» است که به عنوان یکی از سازوکارهای اعمال قدرت از درون جامعه بر می‌خیزد.[6]
 در نهایت می‌توان مشارکت سیاسی را شامل هرگونه رفتار و عمل فردی یا جمعی دانست که در راستای همکاری و تعاون عمومی در عرصه‌ی سیاست صورت می‌گیرد و هدف آن تحت تأثیر قرار دادن قدرت، تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌های عمومی مانند انتخاب رهبران سیاسی و یا اعمال نظارت برآن‌ها و[7]... و به طور کلی هر آنچه به سرنوشت مشترک جمعی ارتباط دارد، می‌گردد. مشارکت سیاسی یک رابطه‌ی سیاسی است که از دو عنصر انسانی و وضعی تشکیل می‌شود. از این رو عناصر اساسی مشارکت عبارت‌اند از:
 1) مشارکت کننده (انسان‌ها یا مردم)؛
 2) موضوع مشارکت (حقوق مردم).
  به طور کلی در تبیین مشارکت سیاسی در غرب دو نظریه مطرح شده است:
 1 . نظریه‌ی ابزاری مشارکت:
 در این نظریه مشارکت را وسیله‌ای برای یک هدف یعنی برای دفاع یا پیشبرد یک فرد یا گروهی از افراد در برابر جباریت و استبداد در نظر می‌گیرند. آن‌ها می‌گویند که افراد بهترین داور منافع خودشان هستند، حکومتی که مردم در آن مشارکت داشته باشند کارآمدتر است. افرادی که از تصمیم‌ها تأثیر می‌پذیرند حق دارند در گرفتن تصمیم‌های دیگر مشارکت داشته باشند و مشروعیت حکومت بر مشارکت استوار است. وارثان نهایی نظریه‌ی ابزاری، فایده گرایان و کثرت گرایان هستند.
 2 . نظریه‌ی تکاملی مشارکت:
 طرفداران این نظریه استدلال می‌کنند که شهروند آرمانی، یک شهروند مشارکت کننده است و بنابراین مشارکت، اعمال مسؤولیت اجتماعی است یا یک تجربه‌ی یادگیری است که شهروندان را نه تنها آگاه از حقوق خود بلکه آگاه از وظایف و مسؤولیت‌هایشان پرورش می‌دهد. چنین دیدگاهی در نوشته‌های «ارسطو، جان استوارت میل، دوتوکویل و روسو» یافت می‌شود. «میسرا» می‌گوید: «رشد توانایی‌های اساسی بشر از جمله شأن و منزلت انسانی و مسؤول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم‌گیری و عملی که سنجیده و از روی فکر باشد.[8]»
  
 مبانی مشارکت سیاسی
 این مبانی به اختصار عبارت‌اند از:
 1. مدنی بودن انسان :
 انسان بالطبع مدنی یا سیاسی است.[9]زندگی سیاسی براساس روابط مبتنی بر اطاعت پذیری و فرمانروایی انسان‌ها با یک‌دیگر امکان پذیر می‌گردد و در این فرآیند، فرد و جامعه بر یک‌دیگر تأثیر می‌گذارند. در نتیجه، افراد بایستی با مشارکت فعال خویش در سرنوشت خود و جامعه، دخالت کرده و در چگونگی اداره‌ی امور کشور تأثیر گذار باشند چرا که اگر در تعیین سرنوشت خود مشارکت نداشته باشند بر اساس سنت‌های موجود در عالم خلقت، دیگران با سلطه برآن‌ها، برای آن‌ها تصمیم‌گیری خواهند کرد و هر طوری که بخواهند با سیاست‌گذاری و تنظیم اداره‌ی امور، آن‌ها را به دنبال خود می‌کشند و چه بسا که آن‌ها را به ورطه‌ی هلاکت بیندازند.
  2. خردمند بودن انسان :
 خرد و عقل انسان که حاصل آن اندیشه، تعقل و تدبیر است. ضرورت همکاری و تعاون در امور مشترک را مورد توجه و تأیید قرار داده است. براین اساس کنش‌های مربوط به مشارکت همگانی رفتارهایی معقول و هدفمندند و این بدین معناست که قصد مردم این است که به دلیل خردمند بودن از راه ابزارهای مناسب به نتایج خاصی برسند.
 3. منافع عمومی و مشترک :
 انسان‌ها در زندگی دارای منافع مشترک و عمومی هستند که رسیدن به آن‌ها جز از راه اقدام جمعی و همراه با مشارکت ممکن نیست. به علاوه انگیزه‌های متفاوتی هم‌چون کار به خاطر منافع عمومی، احساس وظیفه، علاقه به کار با دیگران، کسب محبوبیت بین دیگران، برخورداری از احترام و قدردانی دیگر شهروندان و یا دست‌یابی به اهداف جمعی، افراد را به مشارکت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی ترغیب می‌کند. به بیانی: رابطه‌ی متقابل و انتظار از یک‌دیگر حوزه‌ی گسترده‌ای برای مشارکت سیاسی فراهم ساخته که عملکرد فرد در سازمان‌ها و نهادهای جامعه را در گستره‌ی مشارکت سیاسی قرار می‌دهد.[10]
 4. اصل حاکمیت عمومی :
 مشارکت سیاسی به منظور اعمال حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود، امری لازم و ضروری است. اگر مردم برای تعیین سرنوشت خود در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤولیت را به گردن دیگران بیندازند، حق حاکمیت شان در تعیین سرنوشت از بین می‌رود. طبق سنت‌های اسلامی هر کس در این راه تلاش کند، به اندازه‌ی سعی و کوشش خود می‌تواند در تعیین سرنوشت خویش مؤثر باشد.
 5. مسؤولیت شرعی و دینی :
 اهمیت مشورت و مشاوره، همکاری و همگامی در انجام امور در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است وآیات بسیاری وجود دارند که به طور شفاف و روشن حاوی پیام‌هایی در این مورد هستند. به عنوان نمونه: «... وَشاوَرهُم فی الأَمرِ فإذَا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله إِنَّ الله یحِبُّ المُتَوَکِّلینَ؛[11] و در کارها با آنان مشورت نما، لیکن آنگاه که خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا آن را انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند، دوست دارد.» یا: «وَالَّذینَ استَجابُوا لِرَبِهِم وَاقَامُواالصَّلوه و أَمرُهُم شُورَی بَینَهُم وَ مِمّا رَزَقنَهُم ینفِقُونَ؛[12] و آنان که امر خدا اجابت کردند و نماز را به پای داشتند و کارشان را به مشورت با یک‌دیگر انجام می‌دهند و از آنچه روزی آن‌ها کردیم به فقیران انفاق می‌کنند.» یا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «مردم همگی کسان خدایند ...»[13] امام علی(علیه‌السلام) نیز در نامه‌ی معروف خود به مالک اشتر می‌فرماید: «بدان که رعیت را صنف‌هایی است که کارشان جز به یک‌دیگر اصلاح نشود و از یک‌دیگر بی نیاز نباشند.»[14] بنابراین با توجه به مبانی یاد شده، مشارکت امری انسانی و در عین حال ضروری و لازم برای بشر است.
  
 اهمیت و جایگاه مشارکت سیاسی در جهان امروز
 امروزه اندیشمندان و صاحب‌نظران سیاست مشارکت سیاسی را یکی از شاخصه‌های جوامع مردم‌سالار می‌دانند. هر جامعه‌ای که ادعای مردم‌سالاری را داشته باشد، اما نتواند مشارکت مردم را در اعمال حاکمیت به وسیله‌ی نهادهای مدنی و تشکل‌های سیاسی و یا مشارکت مستقیم آن‌ها فراهم کند، ادعای آن حرف بی‌معنایی خواهد بود. در حقیقت یکی از مؤلفه‌های تعیین کننده‌ی حاکمیت مردمی، فراهم بودن شرایط برای تمامی شهروندان جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی است. به بیانی: تنها از راه مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می‌گردد و میزان توسعه‌ی سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلفه‌ی اساسی دارد. (اسکندری و علایی، همان) در واقع: فقدان مشارکت عمومی، حکومت و اداره‌ی سیاسی جامعه را در دام خودکامگی و استبداد گرفتار می‌کند. [15]
  
 راه‌های گسترش فرهنگ مشارکتی در جامعه
 به طور کلی راه‌هایی که برای مشارکت عمومی و سیاسی مردم می‌توان به کار گرفت، عبارتند از:
 1) تبیین باورهای دینی و گسترش آن در جامعه :
 دین یکی از مؤلفه‌های اصلی، مهم و موتور محرکه‌ی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه می‌باشد. باورهای دینی در گسترش مشارکت سیاسی اهمیت زیادی دارد. تأثیر دین در گسترش مشارکت مردمی در طول تاریخ به ویژه در جهان اسلام انکار ناپذیر است. ابن خلدون، درباره‌ی نقش دین در مشارکت می‌گوید: «دین در بین نیروها وحدت می‌آفریند، رقابت‌ها را از بین می‌برد و به افراد روحیه‌ی ایثار می‌دهد. این روحیه به افزایش مشارکت و ایجاد دولت‌های وسیع می‌انجامد. چنانچه باورهای مذهبی به دلیل تجمل پرستی و ... به رکود گراید، وحدت اجتماعی متزلزل می‌گردد.» (ابن‌خلدون، مقدمه) این موضوع به ویژه در مکتب تشیع که رهبری دینی از رهبری سیاسی تفکیک ناپذیر است و این دو در قالب و احدام امت همواره ملازم هم بوده‌اند، بسیار با اهمیت‌تر و سرنوشت سازتر بوده است. بنابراین با تبیین صحیح جایگاه دین و باورهای دینی در جامعه می‌توان مشارکت مردم در امور اجتماعی و سیاسی را بالا برد.
  
 2) افزایش آگاهی مردم :
 یکی از موانع مشارکت عمومی ناآگاهی است که قشر زیادی از جامعه نسبت به توان خود ناآگاه هستند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با گسترش بیان اطلاعات برای آشنایی مردم با مبانی قانون اساسی و دیدگاه اسلام درباره‌ی مشارکت از راه رسانه‌های گروهی و هم‌چنین تبیین احادیث اسلامی و سخنان امام خمینی در مورد مشارکت عمومی، افزایش مشارکت عمومی در سطح قابل ملاحظه‌ای مشهود شده است زیرا آگاهی‌های عمومی نقش بسیار مهمی در توسعه‌ی مشارکت مردمی دارد.
  
 3) جلوگیری از سلطه‌ی گروه‌های انحصار طلب :
 با جلوگیری از تسلط گروه‌های انحصار طلب بر ارکان سیاسی و اقتصادی جامعه و حفظ عدالت اجتماعی می‌توان انگیزه‌ی تمایل عموم مردم را به مشارکت در امور سیاسیی تقویت نمود زیرا اگر تمام کارها در دست حزب یا جناح خاصی قرار گیرد و دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی فقط در راستای خواست آن‌ها حرکت کنند، دیگر فضایی برای تحقق مشارکت مردمی نمی‌ماند.
  
 4) وجود احزاب قانونی و مشروع :
 یکی از راهکارهای توسعه‌ی مشارکت مردمی وجود احزاب قانونی و مشروع است که نیروهای مردمی را در گسترش مشارکت سیاسی جهت دهی نمایند.
  
 5) وجود نهادهای مشورتی و شورایی :
 برای تحقق مشارکت عمومی و همگانی باید نهادهایی مشورتی به وجود آورد که ضمن کمک به انتخاب اصلح، چگونگی مشارکت سیاسی مردم را نهادمند و سازمان یافته کنند.
  
 6) ایجاد فرهنگ سیاسی مشارکتی فعال :
 فرهنگ از مهم‌ترین عوامل مشارکت سیاسی و اجتماعی است. مشارکت افراد در جامعه‌ای که دارای فرهنگ سیاسی مشارکتی است، گسترده است؛ در مقابل، در جامعه‌ی فاقد چنین فرهنگی مردم با پدیده‌های سیاسی و اجتماعی بر خورد انفعالی دارند. از این رو باید فرهنگ مشارکت مردمی را به نحو مطلوب نهادینه سازی نمود.
  
 7) ایجاد اعتماد عمومی :
 برای نهادینه شدن مشارکت سیاسی، تحول باورها و تغییر ذهنیت مردم و برانگیختن حساسیت سیاسی آن‌ها ضروری است. زیرا برانگیختن مشارکت مردم در قالب تشکل‌های سیاسی، پویایی نظام اجتماعی و ثبات حاکمیت را در پی دارد. بدین سبب «رابرت دال» بر این عقیده است که اعتماد و مسؤولت‏پذیری در بین فعالان سیاسی مهم‏ترین محل مناسب برای مشارکت سیاسی است.[16]
  
 8) عدالت اجتماعی و فقرزدایی :
 محورهای مهمی هستند که در گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی نقش اساسی و تعیین کننده‌ای دارند. قرآن کریم عدالت اجتماعی و اقتصادی را هدف اساسی بعثت پیامبران الهی می‌داند. (17) امام خمینی هم هدف کلی احکام شرعی را بسط عدالت و حکومت دینی معرفی می‌کند.[18]اگر شرایط اقتصادی به گونه‌ای باشد که انسان فقط بتواند وسیله‌ی اولیه‌ی معاش را فراهم کند، فرصتی برای مشارکت نخواهد داشت. از این رو آرامش و امنیت معاش، فرصت بهتری را برای پرورش استعدادهای مشارکتی فراهم می‌کند.
  
 9) رسانه‌های جمعی :
 رسانه‌ها نوعی ابزار ارتباطی در جامعه هستند که در دنیای امروزی نقش بسیار مهمی را در بیداری مردم ایفا می‌کنند. یکی از کارکردهای رسانه‌ها ایجاد همبستگی اجتماعی و زمینه‌سازی برای مشارکت عمومی است.
  
 شرایط تحقق مشارکت سیاسی مطلوب
 تحقق مشارکت سیاسی مطلوب مبتنی بر فرهنگ مشارکتی فراگیر و پویاست اما نیاز به شرایطی چند دارد که عبارت‌اند از:
 1. مشارکت مشروط به برابری انسان‌هاست. از این رو فرصت‌های برابر را می‌طلبد و در غیر این صورت نمی‌توان از مشارکت به معنای واقعی سخن گفت.
 2. مشارکت منوط به آزادی انسان‌هاست. در یک نظام مشارکتی فرض بر این است که مردم باید آزادی‌های اساسی را برای تأثیرگذاری بر سیاست‌ها و به دست آوردن مناصب عمومی داشته باشند و دولت نیز باید امکان این آزادی‌ها را فراهم کند. بر این مبنا مشارکت «تعهدی فعالانه، آزادانه و مسؤولانه» است که به عنوان یکی از سازوکارهای اعمال قدرت از درون جامعه بر می‌خیزد.[19]
 3. مشارکت حق مردم است و حق گرفتنی است و از این رو مردم باید توانایی گرفتن این حق را دارا باشند.
 4. مشارکت نیاز به آگاهی دارد و بیش از هر چیز نیازمند اقدام آگاهانه مردم است. مشارکت سیاسی فعالیت داوطلبانه‌ی اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیرمستقیم در سیاست‏گذاری عمومی است.[20]
 5. مشارکت فعالیتی کیفی و دارای درجات نسبی است. از این رو گسترده و ژرفای آن متغیر و در عین حال بسیار مهم می‌باشد.
 6. مشارکت دارای پیامدها و نتایج دو سویه بر مردم و حکومت است و چنانچه بنا باشد مؤثر واقع گردد، مستلزم تغییراتی بنیانی در اندیشه و عمل این دو است. پس باید از درون مردم بجوشد و در قالب‌های پایدار و مقبول جامعه و دولت تبلور یابد.
 7. ایده‌های مشارکتی همه و همه یک مخرج مشترک دارد و آن اهمیت دادن به نقش و نظر مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دسترسی آنان به منابع قدرت است. از این رو برای تحقق آن باید موانع را نیز برداشت.
  
 موانع مشارکت سیاسی
 موانع مشارکت عبارت‌اند از: «محدودیت‌های تحمیلی بر افراد، محیط سیاسی عمومی با ماهیت بازدارندگی، نظام حزبی و سیاسی تک بعدی، قصور و کوتاهی اجتماع در تأمین نیازهای افراد، فقدان امنیت، نبود عدالت، عدم تخصیص فرصت‌های برابر، عدم حراست از کرامت انسانی، عدم دسترسی یکسان و برابر به اطلاعات و خبرها، جوّ سیاسی ناسالم، فقدان انگیزش برای یاری دادن دیگران، شکاف میان نخبگان و توده‌ی مردم، وابستگی سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی.»
  
 نتیجه گیری:
 انسان‌ها برای اداره‌ی عمومی خویش نیازمند مشارکت سیاسی هستند و از این رو این امر با فطرت و طبیعت آن‌ها سازگاری و انطباق دارد. اما برای تأمین مشارکت سیاسی مردم مجموعه سیستم و نظام حکومتی باید مشارکت پذیر باشد، در غیر این صورت آفات و آسیب‌های ضد مشارکتی نظام، به تدریج زمینه‌های تحقق امر مشارکت را نیز از میان بر خواهد داشت و دیکتاتوری و خود رأیی را جایگزین آن خواهد کرد. مکتب اسلام با ارج نهادن به مردم، مشارکت آن‌ها را در امور سیاسی و عمومی خواستار شده است؛ به گونه‌ای که حتی خداوند پیامبرش را فرمان مشورت با مردم می‌دهد. امام خمینی نیز بر مشارکت مردم و حضور آنان در صحنه‌های سیاسی تأکیدی به جد داشتند.
 عمده‌ترین عامل تأمین مشارکت، آگاهی و علاقه‌ی مردم و احساس مسؤولیت آن‌ها است که در درون فرهنگ سیاسی مشارکتی فعال و پویا می‌تواند زمینه‌ساز تحقق مشارکت سیاسی در جامعه گردد، به علاوه تا زمانی که نتوان مردم را به این باور سوق داد که با مشارکت سیاسی، تعاون و همیاری عمومی و مشاوره و شور جمعی است که می‌توان به جامعه‌ای توسعه یافته، مرفه و سعادتمند دست یافت و تا زمانی که نتوان فرهنگ خود محوری و خودرأیی را در جامعه از میان برداشت، سخن گفتن از مشارکت سیاسی مردم بی‌معنا خواهد بود.
  
 پی‌نوشت‌ها:
 [1]. جمشیدی،1385 : 85
 [2]. دو ورژه، 1376 :14
 [3]. جمشیدی ،1383: 110
 [4]. امام خمینی، 1378 : 12/181
 [5]. زاکس، 1377: 115
 [6]. کائوتری،1379، ص6
 [7]. مک آیور، 1349 : 383-387
 [8]. توسلی،1382،ص 43
 [9]. ارسطو،1364: 5
 [10]. اپتر ، 1380: 20
 [11]. سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 159
 [12]. سوره‌ی شوری، آیه‌ی 38
 [13]. نهج الفصاحه، ص789
 [14]. نهج البلاغه،ترجمه‌ی آیتی، 1378، ص727.
 [15]. جمشیدی ،1382: 100
 [16]. Dahl, 1982, p. 35
 [17]. سوره‌ی حدید :آیه‌ی 25
 [18]. صحیفه‌ی امام، ج21، وصیت نامه.
 [19]. کائوتری:1379 ، 6
 [20]. مصفّا، 1375:ص 9
  
 منابع :
 1- ابن‌خلدون، مقدمه، ترجمه‌ی محمد پروین گنابادی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی .
 2- اپتر، دیوید ای؛ اعتراض سیاسی و تغیر اجتماعی، ترجمه‌ی محمدرضا سعید آبادی، تهران: پژوهشکده‌ی مطالعات راهبردی، 1380.
 3- ارسطو، سیاست، ترجمه‌ی حمید عنایت، تهران: جیبی، 1364.
 4- امام خمینی، صحیفه‌ی امام، تهران: مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، 22جلد.
 5- اوکلی، پیتر و دیوید مارسدن، رهیافت‌های مشارکت در توسعه‌ی روستایی، تهران: انتشارات مرکز مطالعات روستایی وزارت جهاد،1370.
 6- توسلی، غلام عباس، نظریه‌های جامعه‌شناسی(1)، تهران: دانشگاه پیام نور، چاپ نهم: 1382.
 7- جمشیدی، محمد حسین، رخ اندیشه، کتاب اول، تهران: کلبه‌ی معرفت، 1385.
 8- مبانی و تاریخ اندیشه‌ی نظامی در جهان، تهران: دوره‌ی عالی جنگ سپاه، 1383.
  9 - «مشارکت سیاسی و آینده‌ی انقلاب اسلامی ایران»، مجموعه مقالات همایش چالش‌های آینده‌ی انقلاب اسلامی، تهران: پژوهشکده‌ی امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، 1382
 10- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران : انتشارات دانشگاه تهران .
 11- دو ورژه، موریس ، اصول علم سیاست ، ترجمه‌ی ابوالفضل قاضی ، تهران ، نشر داگستر ، 1376.
 12- راش، مایکل، جامعه و سیاست، ترجمه‌ی منوچهر صبوری کاشانی، تهران: انتشارات سمت، 1377.
 13- زاکس، ولفگانگ، نگاهی نو به مفاهیم توسعه، ترجمه: فریده فرهی و وحید بزرگی، تهران: مرکز، 1377.
 14- عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی، 1380.
 15- غفاری، غلام رضا، بررسی موانع اجتماعی ـ فرهنگی مؤثر بر مشارکت اجتماعی ـ اقتصادی سازمان یافته (در قالب NGO ها) در جامعه‌ی روستایی ایران، تهران: مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، 1380.
 16- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: نشر دوران، 1382.
 17- قرآن کریم
 18- کائوتری، هوئین، در هوئین کائوتری و دیگران، مشارکت در توسعه، ترجمه: هادی غبرائی و داوود طبایی، تهران: روش، 1379.
 19- مجله‌ی مدیریت شهری، شماره‌ی هشتم،1380.
 20- مصفّا، نسرین، مشارکت سیاسی زنان در ایران، تهران: وزارت امور خارجه، 1375.
 21- مک آیور، م. ، جامعه و حکومت، ترجمه‌ی ابراهیم علی کنی. تهران: انتشارات ترجمه و نشر کتاب، 1349.
  22- مؤسسه‌ی تحقیقاتی توسعه‌ی اجتماعی سازمان ملل 1982.
 23- نهج البلاغه، گرد آوری سیدشریف رضی، ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، 1378.
 24- نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام)، گردآوری و ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده، تهران، جاویدان، 1385.
 25- Dahi, Robert A., Polyarshy; PartiCipation and Opposition, London, University Press, 1982.
 منبع: سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

رئیس سازمان اوقاف با اشاره به نامگذاری سال ۱۳۹۲ به سال «حماسه سیاسی» و «حماسه اقتصادی» گفت: خلق حماسه سیاسی بدون «حماسه دینی» امکان پذیر نیست.

 آیین اختتامیه هفدهمین دوره مسابقات سراسری اذان، ابتهال، مدیحه‌سرایی و همخوانی قرآن کریم سه‌شنبه 3 اردیبهشت ماه 1392 و با حضور «سیدمحمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حجت الاسلام «علی محمدی» نماینده ولی‌فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امورخیریه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

بنا بر این گزارش، این مراسم با تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید توسط «امین پویا» قاری بین‌المللی قرآن کریم آغاز شد و حجت‌الاسلام محمدی نخستین سخنران برنامه بود.

ذکر و یاد خدا مایه برکت و رحمت است

حجت‌الاسلام محمدی ذکر و یاد خداوند را مایه برکت و رحمت تعبیر کرد و گفت: آنچه موضوع این برنامه‌ها و مسابقات قرآنی است، ذکر و یاد خداوند است و برای پیروزی در عرصه‌های مختلف باید از ذکر و یاد خدا مدد جست، آنچنان که در آیات متعددی خود قرآن به ما گوشزد کرده که خدا را زیاد یاد کنید، البته مقصود خدا ذکر با برکت است.

وی مدیحه‌سرایی، جمع‌خوانی قرآن، اذان و ابتهال را نوعی ذکر دانست و گفت: مدیحه‌سرایی مدح و منقبت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است و از این رو ذکر خدا تعبیر می‌شود همچنین اذان و ابتهال نوعی ذکر است از جانب بنده نسبت به خدا و یا ابتهال که مناجات با خداست، پس باید ضمن اینکه به رقابت می‌پردازیم ذاکر خدا هم باشیم.

رئیس سازمان اوقاف، مسابقه و رقابت با توجه به ذکر خدا را مسابقه صحیح و سالم دانست و گفت: مسابقه و رقابت در جای خود ارزشمند است اما اگر در عرصه رقابت به یاد خدا توجه داشته باشیم نصرت و پیروزی شامل حالمان می‌شود همچنین اگر در مسابقات موفق نشدیم عیب از خدا نیست و باید ایرادات را مرتفع کرد.

محمدی در خصوص فعالیت گروه‌های برتر پس از کسب مقام اظهار داشت: در صورت کسب موفقیت در عرصه مسابقات، نباید به وضع موجود قناعت کرد بلکه باید با استغفار به درگاه الهی به دنبال عرصه‌های بالاتر بود، زیرا استغفار مغفرت الهی است و با کسب مغفرت می‌توان به قله‌های موفقیت رسید.

خلق حماسه سیاسی بدون حماسه دینی امکان پذیر نیست

رئیس سازمان اوقاف با اشاره به نامگذاری سال 1392 به سال «حماسه سیاسی» و «حماسه اقتصادی» گفت: در عرصه قرآن کریم باید حماسه‌های زیادی خلق شود زیرا حماسه سیاسی بدون حماسه فرهنگی و دینی مورد قبول نیست بلکه آن حماسه‌ای مورد تأیید است که برای خدا باشد، همچنین جامعه قرآنی می‌توانند با حضور پرشور و دعوت مردم به حضور در انتخابات در خلق این حماسه سهیم باشند.

وی حماسه اقتصادی بدون رضایت خداوند را حماسه‌ای دور از موفقیت دانست و گفت: فعالیت در عرصه اقتصاد باید برگرفته از موازین قرآن و دین باشد و جامعه قرآنی باید متناسب با تکلیفی که بر عهده دارد در خلق این حماسه فعالیت کند.

باید در مقابل هجمه میلیونی دشمن میلیونی عمل کرد

حجت‌الاسلام محمدی با اشاره به جنگ نرم دشمن و تهاجم فرهنگی اظهار داشت: باید ابتدا ببینیم دشمن چگونه فعالیت می‌کند، زیرا آنها توسط ماهواره و سایت‌های مختلف، میلیون‌ها نفر را روزانه و شبانه مورد تهاجم فرهنگی قرار می‌دهند از این رو ما نیز باید ابتدا فعالیت دشمن را شناسایی و متناسب با آن برنامه‌های خود را اجرا کنیم، همچنین هنگامی که دشمن از طریق رسانه‌هایش میلیون‌ها نفر را مورد هجمه قرار می‌دهد، ما نیز باید میلیونی وارد عرصه شویم.

وی در پایان اعتلای قرآن کریم را نیازمند خلق حماسه دانست و گفت: اعتلای قرآن کریم نیاز به خلق حماسه دارد و از این رو مقام معظم رهبری جامعه قرآنی و مسئولان را به تربیت 10 میلیون حافظ قرآن توصیه کردند.

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

«رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده‌اند كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون۹۱۰۱۰۱... واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان باید توجه كنیم، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند.۸۹/۱۰/۰۷»

 

 

 

انتخابات ۹۲ | وظايف رسانه‌ها در انتخابات

گزیده بیانات رهبر انقلاب درباره وظایف رسانه‌ها در انتخابات
 



الف) بایدها
۱- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید
مطبوعات در كشور ايران و در نظام جمهورى اسلامى، كجاى كارند؟ كه هستند و چه هستند؟ آيا زايد و سربارى هستند؟ زينت‌المجالسى هستند؟ يا نه؛ يك عنصر حقيقى و مؤثّر و اجتناب‌ناپذير و سازنده‌اند؟ نظر ما، البته، معطوف به نكته دوم و جمله اخير است. ما معتقديم كه مطبوعات براى نظام جمهورى اسلامى، يك مقوله تجمّلاتى و تشريفاتى نيست. بنابراين، افزايش آن، تنوّع آن، كيفيّت يافتن آن، و اگر خطايى دارد، تصحيح آن، جزو كارهاى اساسى در اين نظام است.
نظام جمهورى اسلامى يك نظام مردمى است و كسى نمى‌تواند اين را منكر شود. مخالفين ما هم نمى‌توانند اين را منكر شوند. حداكثر اين است كه مردم را تخطئه مى‌كنند و مى‌گويند «مردم نفهميدند و با اين مسؤولين و اين نظام، صفا كردند.» بالاخره صفاى مردم با اين نظام را نمى‌توانند منكر شوند و اين، مطلب واضحى است. سر و كارِ ما با مردم است؛ پس اين نظام، نظامى است مردمى.
مردم بايد اهل تحليل شوند تا بفهمند كه نظام برايشان مفيد است. آگاهى براى چنين نظامى، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، اين گونه است. هر چه مردم بيشتر آگاه باشند، نظام جمهورى اسلامى، بيشتر سود مى‌برد. بنابراين، اين نظام، به آگاه سازى مردم نيازمند است.
مطبوعاتى كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسى نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشته‌اى قلم بزنند - سياسى باشند، فرهنگى باشند، اقتصادى باشند، درباره مسائل خارجى حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلى حرف بزنند - و هر كارى كه بكنند، به نفع نظام حركت كرده‌اند. چرا؟ چون بر مايه آگاهى مردم مى‌افزايند. موضع مطبوعات در جمهورى اسلامى، اين است.۱۳۷۵/۰۲/۱۳

۲- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاع‌رسانی و تبادل آراء
براى مطبوعات سه وظيفه عمده قائلم: وظيفه نقد و نظارت، وظيفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظيفه طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه. معتقدم كه آزادى قلم و بيان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در اين هم هيچ ترديدى ندارم و اين جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه‌اى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهميده را از دست بدهد، خيلى چيزهاى ديگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، يكى از نشانه‌هاى رشد يك ملت و حقيقتاً خودش هم مايه رشد است؛ يعنى از يك طرف رشد و آزادگى ملت، آن را به‌وجود مى‌آورد؛ از طرف ديگر،آن هم به نوبه خود مى‌تواند رشد ملت را افزايش دهد. البته معتقدم در كنار اين ارزش، ارزشها و حقايق ديگرى هم وجود دارد كه با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نبايد پامال شود. هنر بزرگ اين است كه كسى بتواند هم آزادى را حفظ كند، هم حقيقت را درك كند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسيبها دامنش را نگيرد. بايد اين‌گونه مشى كرد. ۱۳۷۹/۱۲/۰۹

۳- مردم را به انتخاب اصلح تشویق كنید
كسانى كه زبان گويايى دارند، قلم توانايى دارند و آبرويى پيش مردم دارند - كه اين آبرو هم جزو ذخاير الهى است و خداى متعال به هركس داده است، بايد آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد - مردم را توجيه و تشويق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمايند. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴

۴- از انتخابات مانند يك نعمت الهی پاسداری كنید
انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دينى است، بايد پشتوانه‌ى امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزى كه ذخيره‌ى امنيت است، پشتوانه‌ى امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتى را كه دشمنان ميخواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند. ۱۳۹۰/۰۶/۰۹

۵- انتقاد، منطقی و واقع‌بینانه باشد
البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جريانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكى نيست. آدمهائى هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
امروز متأسفانه انسان مشاهده ميكند كه در بين برخى مسئولين و نخبگان سياسى و غيره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تكيه كنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى ميشود. تا انسان ميگويد هم چرا، ميگويند آقا شما نميگذاريد ما واقعيات را بگوئيم. ميگوئيد سياه‌نمائى است، ميگوئيد فلان است؛ ما ميخواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائيد يك واحد توليدى دچار يك اشكالى ميشود و شما ميخواهيد به عنوان يك نگاه واقع‌بينانه آن را بيان كنيد، بسيار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد توليدى هم ايجاد شده. اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان كنيم، يك جور مسائل كشور را ميفهميم؛ اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان نكنيم، مسائل كشور را جور ديگرى خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى ميشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶

۶- رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید كنند
 اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

۷- به یكدیگر حسن ظن داشته باشیم
قرآن كريم ميفرمايد: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خيراً»؛ یعنی وقتى افك را شنيديد چرا به همديگر حسن‌ظن نداشتيد؟ يعنى از اول رد كنيد افك را. [اگر] آمدند به يك نفرى تهمت زدند، يك چيزى را گفتند - حالا يا با عنوان تهمت يا به عنوان غيبت - چرا قبول ميكنيد؟ ببينيد اين كلمه‌ى لولاى تحذيريه در قرآن و در كلام عرب خيلى معناى وسيعى دارد، فقط معنايش «چرا» نيست، كه ما بگوئيم چرا اين كار را نكردى. چراى با تأكيد است. يعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» اين است؛ تحذيريه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خيراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نيك نداريد، چرا به هم حسن‌ظن نداريد. تا فوراً كسى آمد، شما بگوئيد بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت يقين آن را بداند و نقل بكند. اين درست نيست، اين ممنوع است. اين چيزى كه امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چيزهائى است كه بايست از همين ادله‌ى غيبت بفهميم كه درست نيست؛ اين وضعى كه وجود دارد درست نيست. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
 


ب) نبایدها
۱- به خواست دشمن كمك نكنیم
اين‌كه بنده مكرّر به مطبوعات و رسانه‌ها توصيه مى‌كنم كه با مسائل كشور مسؤولانه برخورد كنند، به خاطر همين است. دشمن مى‌خواهد مطالب خود را در بين مردم به‌دروغ و فريب منتشر كند. ما نبايد عامل دشمن شويم و كار دشمن را آسان كنيم و همان چيزى را كه او مى‌خواهد در فضاى فكرى و فرهنگى جامعه ما به وجود آورد، در داخل كشور به وسيله مطبوعات، رسانه‌ها و تريبونها به خورد مردم دهيم. اين خطاى بسيار بزرگى است. اگر عمداً و با توجّه صورت گيرد، خيانت بزرگى است و اگر از روى غفلت باشد، خطاى بزرگى است. بايد خيلى آگاه و مراقب بود. ۱۳۸۱/۰۵/۰۵
از گویندگان و نویسندگانى كه توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌كنم كه همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان كنند و با سخنان خلاف واقع یا تكیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن كمك نكرده؛ كام شیرین مردم را تلخ نكنند. ۱۳۷۱/۰۱/۲۷
همه بايد مراقب باشند. در كشور، كسانى كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كسانى كه رسانه‌ها دست آنهاست، كسانى كه تريبونها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن كمك ميكنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز ميخواهد از جمهورى اسلامى يك چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگى در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۲- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نكنید
اينكه ما اين همه عرض ميكنيم، توصيه ميكنيم، تأكيد ميكنيم، هم به مسئولين، هم به مردم، كه خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد، براى خاطر اين است. اينكه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پايگاه‌هاى اينترنتى كه امروز رواج پيدا كرده است، هى سفارش ميكنيم كه از وارد كردن حرفها و مطالب نادرست - كه ذهن مردم را مشغول ميكند - به فضاى ذهنى مردم پرهيز كنيد، به خاطر اين است. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

۳- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نكنید
مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى - به هر نحوش - یا در تبلیغاتى، طورى حرف زده بشود كه مردم را نسبت به انتخابات دودل بكنند. البته این مردم دودل نمى‌شوند. این مردم نشان داده‌اند كه در مقابل توطئه‌هاى دشمن، هوشیارانه عمل مى‌كنند؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مى‌دانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مى‌كنند. مبادا كسانى در داخل محدوده‌ى نظام اسلامى پیدا بشوند كه به این خواسته‌ى دشمن كمك كنند؛ به علت اختلافى كه با زید و عمرو و بكرى دارند، براى خاطر یك امر جزیى، كم‌اهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - كه حضور آن‌ها را در صحنه نشان مى‌دهد - مردد و دلسرد بكنند. ۱۳۷۰/۱۰/۱۹

۴- اعتماد به نفس مردم نباید شكسته شود
انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مى‌بينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست. اين خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانه‌ها، هم به مسئولين، هم به كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاه‌ها. اين چيزى است كه بحث مصلحت كشور است؛ بايد مصلحت كشور را رعايت كرد. اين هم يكى از آن راه‌هاى مقابله‌ى [دشمن] با اعتماد به نفس ملى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۵- از اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر شود
 حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
اعمال و گفتار تفرقه‌انگيز و دلسردكننده از هر كسى صادر شود، خيانت به امام و اسلام است. از حضرات نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گويندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌كنم همگان را به اين وظيفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى اين كار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند كه با مشاهده‌ى تخلف از اين وظيفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنكر و اعراض از متخلفين مى‌باشند. ۱۳۶۸/۰۴/۲۳

۶- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود
آن كسانى هم كه داراى تريبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدايشان در جامعه شنيده ميشود، سعى كنند نقاط برجسته‌ى اين ملت را طبق ميل دشمن كوچك نكنند، تضعيف نكنند، كمرنگ نكنند. اين هوشيارى ملت ايران بايد همواره محفوظ بماند. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۷- هر خبرى گفتنى نيست
بعضى از خبرهاى دنيا، براى مردم ما اصلاً جالب نيست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبيعتاً اين خبرها حذف مى‌شود. بعضى از خبرها، اصلاً مضر است. حادثه‌يى را در جايى درست مى‌كنند و ميليونها و ميلياردها دلار خرج مى‌كنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بياييم، همين حادثه را از طريق رسانه‌هاى گروهى خودمان، به گوش مردممان برسانيم! آيا اين عاقلانه است؟!۶۹/۱۲/۲۱

۸- هتك آبروی افراد جایز نیست
از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌كنم، اصرار می‌كنم كه این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم كردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید كنید، تعریف كنید؛ اما دیگران را تخریب نكنید. این علامت بدى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

۹- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است
فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نميشود. اين فضا، فضاى درستى نيست. يا ديگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بيگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلويزيونهاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست. شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهائى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بيگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگليس - شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از اين گناهان دور كن. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۰- یكدیگر را متهم نكنید
به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميشود - روشى را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۱- غیبت در رسانه‌ها و وبلاگها جایز نیست 
اينى كه اصلاً اين كار [غیبت] جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نميشود به طور مطلق يك چنين چيزى را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون ميخواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدى را، عمروى را يا يك جريانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، خيلى اوقات به غيبت هم اكتفاء نميكنند؛ خب، ملاحظه ميكنيد ديگر. گاهى چيزهائى را مى‌آورند كه معلوم نيست حدِّ غيبت بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غير علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نميشود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين اين جايز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.
منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خیلی مهم است. واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان [باید توجه كنیم]، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلّماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم.
خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطائى را از كسى ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جائى نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقى ميكند؟ يعنى بايستى واقعاً به اینها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راه‌هاى ديگرى هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض ميكنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اينها. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷

۱۲- هوچيگرى رسانه‌اى ممنوع!
يكى از راه‌ها - كه اين راه سوم را هم غربى‌ها بشدت در اين سالها دنبال كردند - مسئله‌ى هوچيگرى است؛ هوچيگرى مطبوعاتى. آدم خيال ميكند كه هو كردن افراد مال محدوده‌هاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخير، در سطح بين‌الملل يكى از كارهائى كه بسيار رايج است، هوچيگرى است؛ هوچيگرى رسانه‌اى. امروز امكانات رسانه‌اى هم فراوان است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۱۳از بى‌احترامى به شوراى نگهبان پرهیز شود
مبادا خداى نكرده كسى از هيأتهاى نظّار در گوشه‌اى از كشور كارى كند كه دهان بدخواهى را باز كند و احترام شوراى نگهبان هتك شود؛ يا در بيان مطالب طورى حرف زده شود كه احياناً كسانى به عنوان اعتراض - نه از سر خيرخواهى - حرمت شوراى نگهبان را هتك كنند. كسانى هم كه در بيرون اين مجموعه هستند، همين‌طور بايد رعايت كنند. آنهايى كه قلمى به‌دستشان هست، تريبونى در اختيارشان هست، بفهمند كه اعتراض كردن، بى‌احترامى كردن و هتك حرمت شوراى نگهبان، خطاى كوچكى نيست. قابل قبول و قابل تحمّل نيست.

 

منبع:KHAMENEI.IR

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

در حالی که کمتر از دو ماه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است؛ عرصه سیاسی کشور چهره های متنوع و زیادی را به خود می بیند، چهره هایی که یا برای کاندیداتوری احساس تکلیف کرده اند، یا اطرافیانشان آنها را به سمت رییس جمهور شدن سوق می دهند و یا عده ای که هیچ حرفی از کاندیداتوری نزده اند اما نام آنها به عنوان کاندیدای بالقوه انتخابات بر سر زبان هاست.

در این میان تعدادی از نمایندگان مجلس هم برای کاندیداتوری در انتخابات اعلام آمادگی کرده اند، یکی از این افراد مسعود پزشکیان چهره اصلاح طلب مجلس است که سابقه وزارت بهداشت و درمان ر ا در دولت اطلاحات در کارنامه خود دارد.

او تعدد کاندیداهای ریاست جمهوری را نشانه نبود احزاب و سازمان یافته نبودن عرصه سیاسی کشور می داند و می گوید که تجربه، سابقه و علم لازم را دارند باید وارد میدان شوند.

مشروح گفت و گوی سایت اطلاع رسانی تبیان با مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی را در زیر می خوانید.

تعداد زیادی از چهره‌ها و شخصیت‌های مختلف برای كاندیداتوری در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری اعلام آمادگی كرد‌ه‌اند، ارزیابی شما از استقبال گسترده افراد برای كاندیداتوری چیست؟

به نظر من این مساله بسیار روشن است. ادعای ما این است كه به اصول و چارچوب‌ها معتقدیم و می‌خواهیم مملكت را درست كنیم. در یك چنین فضایی باید یكی دو نفر كاندیدا شوند و بقیه پشت آنها بایستند و كار كنند نه اینكه احساس تكلیف كنند و بخواهند رییس‌جمهور شوند. این نشان می‌دهد ما حزب نداریم، سازمان یافته نیستیم، تفكر ثابتی نداریم و هر كسی سلیقه خودش را دارد در حالی كه نباید مملكت را با سلایق افراد اداره كرد بلكه باید عقل جمعی بر كشور حاكم شود كه مبتنی بر علم و كارشناسی است.

اگر می‌خواهیم مملكت درست شود باید بپذیریم كه عالمان جمع شوند و نظر كارشناسی بدهند، باید بپذیریم كه همه با هم دست به دست هم بدهیم، یكدیگر را حذف نكنیم و ایمان و باور داشته باشیم و با اعتقاد برای كشور كار كنیم وگرنه شعار دادن، به دنبال قدرت رفتن و تقسیم پست بین گروه‌ها و جناح‌های خود دلسوزی برای مملكت به حساب نمی‌آید.

 

به نظر شما اصلاح‌طلبان چطور به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری ورود خواهند كرد؟

آنها میدان مناسبی برای خود نمی‌بینند. كسانی هستند كه آنها را فاسد، قاتل و جانی می‌مانند گویی كه در گذشته مملكت را جانیان و قاتلان اداره می‌كردند و ما خبر نداشتیم. ادبیاتی كه برای هم به كار می‌بریم ادبیات درست و خوبی نیست و به هیچ وجه اعتقادی و اسلامی نیست زیرا ما به یكدیگر اتهام می‌زنیم و اگر این اتهام ثابت نشود مرتكب گناه شده‌ایم و اگر تهمت و غیبت باشد كه گناهش بیشتر است. متاسفانه رفتار ما به گونه‌ای است كه آبروی یكدیگر را می‌بریم در حالی كه آبروی مومن از خانه كعبه بالاتر است.

یعنی شما معتقدید زمینه برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات فراهم نیست؟

شما می‌بینید جو را به گونه‌ای درست می‌كنند كه انگار می‌خواهیم دعوا كنیم در حالی كه اگر می‌خواهیم مملكت درست شود و در مقابل خارجی‌ها بایستیم باید دست به دست هم دهیم. كسی كه در این میان دعوا به راه می‌اندازد آب به آسیاب دشمن ریخته و سیستم مملكت را بدتر می‌كند نه بهتر.

به نظر شما چقدر احتمال دارد كه سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری كاندیدا شود؟

نمی‌دانم در جوی كه اكنون وجود دارد ایشان بتواند بیاید یا خیر. البته اگر من جای ایشان بودم به عرصه می‌آمدم زیرا تصورم این است كه اقبال جامعه بعد از هشت سال امتحانی كه برخی آقایان پس داده‌اند بسیار روشن‌تر است و من تصور می‌كنم خاتمی می‌تواند رای بیاورد.

اگر خاتمی به عنوان كاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات حاضر شود آیا شما حاضر هستید از كاندیداتوری كناره گیری كنید؟

آنهایی كه تجربه و علم دارند و كار كرده‌اند باید وارد شوند، دعوای ما این نیست كه چه كسی وارد عرصه شود، دعوا این است كه افرادی كه تجربه، سابقه و علم دارند به عرصه بیایند. البته ممكن است اینها عیب هم داشته باشند. من نمی‌گویم كه آقای خاتمی یا آقای هاشمی رفسنجانی بدون عیب هستند اما اینها در حساس‌ترین پست‌ها در این كشور كار كرده‌اند.

املای ننوشته هم غلط ندارد. قرار نیست اگر از كسی ایرادی پیدا كردیم آبروی او را بریزیم و تمام خوبی‌ها و زحمت‌ها را نادیده بگیریم و برای یكدیگر پرونده درست كنیم.

 

در صورت كاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری مهمترین برنامه شما چیست؟

توجه به علم، عالمان،‌ نخبگان و كارشناسان، وحدت و هماهنگی همه، ایمان و باوری كه باید در این راه گذاشت به نظر من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند و اگر این سه ضلع مثلث دست به دست هم دهند می‌توانند كوه‌ها را جابجا كنند. ما معتقدیم كه عالمان با علم خود و همه مردم در پشت آنها باید با ایمان و اعتقاد حركت كنند زیرا آنها چراغ راه هستند و راه درست را نشان می‌دهند و بقیه لشكری هستند كه باید در این راه حركت كنند. ایمان و باور هم موتوری است كه می‌تواند این لشكر را با قدرت به جلو ببرد در این صورت هیچ چیز نمی‌تواند مانع این لشكر شود به شرط اینكه به اینجا برسیم كه كار بسیار سختی است زیرا همه ما به دنبال قدرت و منافع خود هستیم، نه منافع و قدرت جامعه. اگر قرار است به مردم خدمت كنیم این دعوا ندارد و نباید به هم توهین و افترا بزنیم و یكدیگر را تخریب كنیم. اگر درست و عالمانه كار كنیم مردم به ما احترام خواهند گذاشت. الان وقتی بعد از هشت سال به وضع كشور نگاه می‌كنیم بیكاری، تورم و مشكلات اجتماعی را می‌بینیم كه وضع بدی پیدا كرده است پس چرا می‌گوییم در گذشته‌ها چنین و چنان كرده‌اند، البته می‌گویند آمریكا نگذاشته، این آمریكایی‌ها و خائنین از اول هم بودند اما برخی ادعا می‌كردند كه وضعیت را درست كنند در حالی كه اینطور نشد زیرا آنچه می‌تواند ما را نجات بدهد وحدت، علم،‌ آگاهی و ایمان به این است كه باید عالمانه و آگاهانه جلو رفت نه اینكه آدمی كه علم، سواد، آگاهی و تجربه ندارد و تنها بگوید ما جوان‌ها را وارد عرصه می‌كنیم. شعار دادن مشكلی را از مملكت حل نمی‌كند. ما نمی‌توانیم مملكت را دست كسانی بدهیم كه در خیلی عرصه‌ها علمی ندارند. به نظر من این كار خیانت است و خیانتی بزرگتر از این وجود ندارد.

 تبیان






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

علیرضا زاکانی دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در حسینیه دوکوهه، در جمع رزمندگان اطلاعات عملیات و گردان تخریب، اعلام کاندیداتوری کرد.

در این مراسم حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و محمد دهقان عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشتند.

جبهه «حماسه‌سازان انقلاب اسلامی» نیز روز گذشته با صدور بیانیه‌ای از کاندیداتوری زاکانی در انتخابات یازدهم اعلام حمایت کرد.

مجتبی شاکری سخنگوی سیاست داخلی جبهه حماسه‌سازان انقلاب اسلامی، در اولین نشست خبری این جبهه که با حضور الیاس نادران، زهره الهیان و روستاآزاد در تالار سیدالشهدا برگزار شد، اظهار داشت: با در نظر گرفتن ملاک‌ها و معیارها، به این نقطه و نتیجه مشخص رسیدیم که از کاندیداتوری آقای زاکانی در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کنیم، هیچ مطالبه، مطالبه غیر از آنچه که انقلاب دارد، نداشتیم و در جلسات فشرده و متعددمان، آقای زاکانی را مورد ارزیابی قرار دادیم و از مجموع کاندیداهایی که وارد عرصه انتخابات شدند، آقای زاکانی را جانشین شایسته‌ای برای احمدی‌نژاد دانستیم.

شاکری ادامه داد: زاکانی امتیازات و نقاط قوت احمدی‌نژاد را به طور کامل دارد و ضعف‌های او را ندارد، ما انتخاب شایسته‌مان را با امتیاز بالا در مقایسه با دیگر رقبا، آقای زاکانی اعلام می‌کنیم.

سخنان زاکانی در مراسم اعلام کاندیداتوری

علیرضا زاکانی در حسینیه دوکوهه تهران سخن می گفت، اظهار داشت: افتخار می‌کنم در حسینیه دوکوهه که با نام قطعه‌ای از بهشت مزین شده و متعلق به عزیزانی است که صاحب تجربه 8 سال دفاع مقدس و حامل فرهنگ عاشورایی هستند، برای حضور در عرصه ریاست جمهوری اعلام آمادگی می کنم.

وی خاطر نشان کرد: امروز کشور شرایط بسیار حساسی را دنبال می‌کند و انقلاب اسلامی در میانه راه توان و پتانسیل صد چندانی دارد.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی گفت: همانگونه که دشمنان انقلاب اسلامی دل در گروه تهدید انتخابات ما دارند، ما دل در گروه ایجاد فرصت و شرایط مطلوب برای انقلاب اسلامی داریم.

 

زاکانی با بیان اینکه امروز ما مسئولیت حرکت در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی را داریم، افزود: حضرت امام (ره) در وصیت‌نامه خود فرمودند غایت حکومت اسلامی و وحدت در جهت رسیدن به این غایت، رمز بقا و پیروزی انقلاب اسلامی است.

وی با تاکید بر اینکه روزی برای حفظ انقلاب و کیان تمامیت ارضی کشور پا به عرصه دفاع مقدس گذاشتیم، ادامه داد: امروز باید با همه وجود در صحنه بایستیم و اهداف مدنظر امام و رهبری را محقق کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: ما در میانه راه انقلاب اسلامی با کوله‌باری از تجربه و رغبت هستیم و مقام معظم رهبری در دیدار رزمندگان لشکر 27 فرمودند که خواص 3 ویژگی دارند.

زاکانی درباره این ویژگی ها توضیح داد: یکی از ویژگی های خواص داشتن فهم درست و بجا و دومین آن قدرت قیام و آخرین نیز جسارت برای حضور در صحنه‌هایی است که انقلاب به آن نیاز دارد.

وی تصریح کرد: ما که شهدا را دیدیم، می‌دانیم شهدا خواص زمان خودشان بودند.

زاکانی

 

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: رهبری در پیامی که سال 74 به تشکل‌های دانشجویی دادند، فرمودند که اگر انقلاب بتواند از این گردنه‌های سخت جهاد اکبر عبور کند، نقش بزرگی را توانسته ایفا نماید.

بر اساس 24 ضرورت کاندیدا شدم

زاکانی با تاکید بر اینکه امروز ما در مقابل اسلام مسئولیم، اظهار داشت: ما در قبال ایران عزیزمان و همچنین جامعه بشریت نیز مسئولیم.

وی با بیان اینکه بنده برای حضور در صحنه انتخابات 24 ضرورت به ذهنم رسیده است، گفت: این 24 ضرورت با تأمل و مشورت و رهنمودهای خیرخواهانه و مطالبی که دوستان رزمنده 8 سال دفاع مقدس به بنده انعکاس داده‌اند، مدنظر قرار گرفته است.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی تصریح کرد: ضرورتی که برای بنده مسجل بوده و هست، اینست که کشور و نظام اسلامی برای رسیدن به اهداف و افق‌های عالی خود نیاز به نقش راه و نقطه عزیمتی دارد که نقطه آبشخور آن اسلام نابی باشد که تجلی آن در نگاه امام و رهبری به‌‌‌بار نشسته است.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی با بیان اینکه ایران اسلامی را نمی‌توان با الگوهای غربی ساخت، تصریح کرد: این الگو را قبلا تجربه‌اش کرده‌ایم و نیاز به آزمودن دوباره آزموده نیست.

زاکانی ادامه داد: نگاه مدنظر ما گفتمان پیشرفت اسلامی و نقشه راه مبتنی بر اصول که زیرساخت‌های اساسی کشور در مورد فرهنگ رابه کار گیریم و برخلاف الگوی غربی که همه زیرساخت‌های مجامع خود را در اقتصاد می‌بیند، ما توجه ویژه به فرهنگ و تحول در حوزه فرهنگ داریم و به جامعه، انسان و عناصر موثر در خلقت متفاوت است.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود، با تاکید بر اینکه نگاه ما به جامعه، انسان و عناصر موثر در خلقت متفاوت است، گفت: حرکت ما برای ساختن ایران اسلامی مبتنی بر نقشه راه و الگویی است که آن الگو از اسلام ناب گرفته شده است البته در قانون اساسی توجه‌ای به اسلام ناب و نگاه اجتهادی و اجتهاد مستمر به عنوان بخش اساسی تاکید شده است.

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مشکلات در حوزه اقتصاد را اولین مشکل پیش رو کشور دانست و گفت: با یک نقشه راه دینی ساختن ایران اسلامی و سرآمد قراردادن آن را می‌توان دنبال کرد.

آمده‌ام که بمانم/ جلیلی بیاید ائتلاف می‌کنیم

علیرضا زاکانی پس از اعلام کاندیداتوری خود در حسینیه دوکوهه در پاسخ به سۆال خبرنگار فارس درباره شعار انتخاباتی دولت متبوعش اظهار داشت: شعار دولت خود را در مانیفست و مرامنامه‌ای که منتشر خواهد شد، اعلام می‌کنم.

وی در پاسخ به این سۆال که آیا آمده‌اید که بمانید یا به نفع آقای حداد عادل ‌یا جلیلی کنار می‌کشید؟، گفت: کسی برای رفتن نمی‌آید و در حال حاضر نیز یک نفر از این دو حضور دارند.

زاکانی

 

زاکانی تصریح کرد: بنده آمده‌ام تا با همان ویژگی‌هایی که گفتم بمانم و اگر دوستان گفتمانی هم باشند، سعی می‌کنم ائتلاف گفتمانی تشکیل دهم.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در پاسخ به دیگر سۆال فارس که پرسید با توجه به قوت گرفتن حضور جلیلی در انتخابات آیا احتمال ائتلاف شما با وی وجود دارد، اظهار داشت: اگر آقای جلیلی در صحنه حضور یابند، معتقدم ما حتما ائتلاف می‌کنیم.

وی خاطر نشان کرد: کسی که ائتلاف می‌کند، نتیجه آن را به نظر مردم وا می‌گذارد.

زاکانی در پاسخ به سۆالی مبنی بر زمان فعال شدن ستادهای انتخاباتی‌اش گفت: از فردا ستادهای ما فعال می‌شوند و آماده‌سازی این ستادها را انجام می‌دهیم.

وی در عین حال در پایان متذکر شد که ظهور و بروز این ستادها در زمانی است که قانوناً می‌توان این کار را انجام داد.

 

منابع: فارس/ جهان نیوز






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات